آوینی مقابل عقلانیت بوروکراتیک ایستاد

۱۳۹۴/۰۱/۲۴ آوینی مقابل عقلانیت بوروکراتیک ایستاد
گفتگو با وحید یامین پوردر مورد اندیشه های شهید آوینی:

وجه تمایز آوینی از فردید و داوری/ آوینی مقابل عقلانیت بوروکراتیک ایستاد

در بیان آوینی ما پس از انقلاب اسلامی با انسان دیگری مواجهیم که این انسان ادامه انسان پروژه مدرنیته نیست. ادامه انسان شناسی مدرن نیست. این عقل ادامه عقل مدرنیته نیست. این سیاست در ادامه سیاست مدرنیته نیست بلکه در مقابل آن و تضاد با آن و به جهت و سوی دیگری است.

خبرگزاری مهر: وحید یامین‌پور فارغ التحصیل رشته حقوق جزا و جرم شناسی از دانشگاه امام صادق(ع) است با این حال بیشترین فعالیت‌ وی در حوزه‌های فرهنگی و هنری بوده است و حتی به تدریس واحدهای درسی با همین مضامین در دانشگاه هم مشغول است. او مدرس اندیشه های شهید آوینی در چند موسسه فرهنگی و آموزشی هم هست و اکنون نیز سکان دار پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری است که شهید سید مرتضی آوینی بنیاد آن را گذاشته است. به مناسبت سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم پیرامون اندیشه ها و سلوک ایشان، خبرگزاری مهر با دکتر وحید یامین پور به گفت­گو نشسته است که در ادامه از نظر شما می گذرد.

*برای شروع می­ خواهم بپرسم مسأله بنیادین آوینی در اندیشیدن چیست؟

یک پرسش بنیادین وجود دارد که آوینی ذهنش با آن درگیر بوده و آن سوال این است که آیا انقلاب اسلامی ممکن است؟ در عرصه سیاست انقلاب اسلامی به عنوان یک رخداد معرفی می ­شود. این یعنی مسبوق به سابقه نیست و یا از روی الگوی های موجود شکل نگرفته است. رخدادی در امتداد تاریخ معاصر نیست بلکه چیزی در مقابل آن است. بنابراین اولین پرسشی که پس از وقوع انقلاب اسلامی پیش­ می­ آید این است که آیا انقلاب اسلامی ممکن است؟ آیا ما فریب نخوردیم که تصور کردیم می­ توانیم در برابر جریان معمول تاریخ معاصر بایستیم؟ آیا فریب نخوردیم که تصور می­ کنیم ما ادامه پروژه مدرنیته نیستیم؟ این پرسش یک پرسش بسیار عمیق است که هم ذهن متفکرین ما را درگیر کرده، هم ذهن متفکرین غربی را به خود مشغول کرده است.

اگر فیلسوفی همچون میشل فوکو تا این حد از تحولات ایران و وقوع انقلاب ذوق زده می­ شود به این جهت است که او ابتدا به ساکن گمان می­ کند انقلاب اسلامی پرده برداری از عالم و عقلانیت دیگری است و به همین جهت است که از ایران به عنوان روح یک جهان بی روح یاد می­ کند. این پرسش برای متفکرین داخلی ما به شکل جدی تری مطرح بوده است. برای نمونه مشهورترین فیلسوف ما در دوران انقلاب، مرحوم سید احمد فردید، سال­ها پیش از وقوع انقلاب در سیر صورت بندی تاریخی خود پس فردا را مطرح می­ کند. پس فردا برای فردید تحقق تاریخ جدید است. تحقق تاریخی که در ادامه پروژه مدرنیته نیست.

یک پرسش بنیادین وجود دارد که آوینی ذهنش با آن درگیر بوده و آن سوال این است که: آیا انقلاب اسلامی ممکن است؟ تمام وجود و هنر و قلم آوینی را این پرسش فرا گرفته که این رخداد چیست

این گونه است که رخدادی همچون انقلاب اسلامی او را به وجد می­ آورد و این شادی را در او به وجود می­ آورد که شاهد زنده تحقق این تاریخ جدید است. به دلیل همین شیفتگی است که در این تاریخ جدید مستقر می­ شود و از ماهیت آن سخن می­ گوید. اما ما با این همه فردید را متفکر انقلاب اسلامی به حساب نمی­ آوریم. تفاوت آوینی با سایر متفکرینی که ذکر شد در اعتقاد به این پرسش است. این پرسش و پاسخ آن برای آوینی حیاتی است. تمام وجود و هنر و قلم آوینی را این پرسش فرا گرفته که این رخداد چیست.

*پاسخ آوینی به این پرسش چیست؟

اولین نکته این است که او این رخداد را پذیرفته است و به همین علت است که از تحول باطنی انسان سخن می­ گوید. در کتابی که با عنوان امام و تحول باطنی می­ نویسد، می گوید من تمام تحول تاریخ را در امام به شما نشان خواهم داد. او معتقد است تاریخ چرخیده و می­ شود این چرخش تاریخی را در امام نشان داد. در بیان آوینی ما پس از انقلاب اسلامی با انسان دیگری مواجهیم که این انسان ادامه انسان پروژه مدرنیته نیست. ادامه انسان شناسی مدرن نیست. این عقل ادامه عقل مدرنیته نیست. این سیاست در ادامه سیاست مدرنیته نیست بلکه در مقابل آن و تضاد با آن و به جهت و سوی دیگری است.

در بیان آوینی ما پس از انقلاب اسلامی با انسان دیگری مواجهیم که این انسان ادامه انسان پروژه مدرنیته نیست

وقتی آوینی به دفاع مقدس می­ رسد در نریشن­های روایت فتح دائماً بینندگان را دعوت به تماشای انسان جدیدی می­ کند. انسان هایی که گویی از صدر اسلام به زمانه ما پرتاب شده اند. در واقع آوینی تاریخ جدید را محقق شده می­ دید. او دیگر سخن از امکان انقلاب نمی­ گفت و از آن به بعد تلاش می­ کرد حیثیت و چیستی این رخداد تازه را بشناسد و معرفی کند. معرفی ای که مخاطبش همان کسانی هستند که انقلاب کردند چرا که او هم همچون فردید معتقد بود ما در ساحت تفصیل نسبت به آنچه کردیم خودآگاهی نداریم. بلکه شناختمان یک شناخت کلی و اجمالی است.

*شهید آوینی برای ایجاد این خودآگاهی چه می­ کند؟ این خودآگاهی در اندیشه او چه جایگاهی دارد؟

او مخاطبان اندیشه اش را به تفکر درباره آنچه کرده اند دعوت می­ کند. او معتقد است ما باید تمایزمان با آنچه نیستیم را روشن کنیم؛ تمایزمان را با تاریخ غرب و نیست انگاری ای که سعی دارد بر ما هم غلبه کند مشخص کنیم. تصویری که آوینی از جهانی که انقلاب در آن واقع شده ارائه می­ دهد تصویری است که جهان در آن همه جایش را ظلمت سیطره تمدن غربی فراگرفته و انقلاب اسلامی به عنوان یک نقطه نورانی در این میان پدید آمده است و دمادم مورد هجوم ظلمتی است که تلاش دارد نور را خاموش کرده و به ظلمت ببرد و حالا آوینی با سخن گفتن از این شرایط ما را به مقابله با این ظلمت و گسترش نور دعوت می ­کند.

او بر اساس این منطق آینده بینی روشنی هم دارد و می­ گوید این نور روزی عالم را فراخواهد گرفت و نشانه اش هم دفاع مقدس است. نشانه اش هم همین جوان های رزمنده اند. چرا که دنیا به دست این انسان تغییر خواهد کرد. اگر این طور به شهید آوینی نگاه کنیم جایگاه او در میان حکما و متفکرین ما منحصر به فرد است. چرا که هیچ کس با این صراحت از این خودآگاهی صحبت نکرد. البته شأن سایر حکمای ما نیز محفوظ است. خود شهید آوینی بسیار با تقدیر و تکریم از اساتیدی همچون دکتر داوری سخن می­ گوید. می دانیم که مقاله­ های مهم شهید آوینی را دکتر داوری ویراستاری می­ کردند. من خوانندگان این مصاحبه را به آخرین مقاله کتاب رستاخیز جان ارجاع می­ دهم: «یادداشتی ناتمام در باب هویت» این مقاله آخرین مقاله شهید آوینی است. ایشان درحال تکمیل این مقاله بودند که به شهادت می­ رسند. انتهای این مقاله پی نوشتی وجود دارد که آقای دکتر داوری آن را نوشته اند و توضیح داده اند که شهید آوینی پیش از شهادت یک نسخه از مقاله را به ایشان داده و گفته اند بخوان و نظرت را بگو که دیگر فرصت برای این کار به وجود نیامد.

*لطفا کمی روشن تر از تمایز بین آوینی و سایر حکمای ما صحبت کنید.

آوینیببینید آوینی در ساحت انقلاب اسلامی ایستاده و از ادبیات فلسفی برای تبیین آن کمک می­ گیرد. به تعبیری او فرزند انقلاب است. ممکن است متفکرین دیگری هم باشند که با او هم سخن باشند اما در ساحت انقلاب نایستاده باشند. در دورانی که آوینی این صحبت ها را مطرح می­ کند اتفاقاً ما شاهد یک غربزدگی شدید در سیاست ایرانی هستیم. حد فاصل سال­های ۶۸ تا ۷۲ سنگین ترین پروژه مدرنیزاسیون ایرانی شکل می­ گیرد. چه بسا این پروژه مدرنیزاسیون از دوران رضاخانی هم سنگین تر است. دولتی بر سرکار است که عقلانیت بروکراتیک غربی را به رسمیت شناخته و نسخه بدیلی برای آن قائل نیست. نگاهش به فرهنگ انقلاب موزه­ای و ویترینی است و دین را در انقیاد توسعه می­ بیند. خوانش جدیدی از دین ارائه می­ کند که با اقتصاد لیبرال سرمایه داری سازگاری دارد و همه چیز در تولید، مصرف، توسعه و کلماتی از این دست خلاصه می­ شود. در این تاریخ شهید آوینی مقاله آخرین دوران رنج را منتشر می­ کند. این فراتر از شهامت است.

هر کسی چنین نگاه حکیمانه و کشفی را ندارد که با این صراحت از مشهورات عبور کند. کل کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب، شمشیری است که شهید آوینی علیه این مشهورات کشیده است. اول همان کتاب هم اشاره می­ کند که من می دانم شما من را به تحجر متهم می­ کنید و همچنین اشاره می­ کند که می دانم سوال من خلاف آمد عادات مشهور زمانه است و خودم را برای تند ترین انتقادات آماده کرده ام که اتفاقاً آن انتقادات را هم شنید. لذا مفهوم شهامت از این حیث که ارجاع به یک صفت اخلاقی دارد به نظر من برای آوینی کوچک است. بسیار جالب است که در همین مقاله آخرین دوران رنج او دورانی را که در تبلیغات رسانه­ های رسمی و غیر رسمی اولین دوره جهش ما معرفی می­ شود، به عنوان آخرین دوران رنج ­معرفی از آن یاد می­ کند. او می­ گوید شما ریزه خوارن سفره­ ای هستید که در حال جمع شدن است و با خوش­ خیالی حرف از مدرنیزاسیونی می­ زنید که دورانش به سر آمده است.

 *شما از آقای دکتر داوری به عنوان کسی که بسیار مورد احترام شهید آوینی بوده اند نام بردید. می­ خواهم برای روشن تر شدن تمایز شهید آوینی با سایر متفکرین زمانه ما کمی درباره تفاوت اندیشه شهید آوینی با ایشان که اتفاقاً هم سخنی بسیاری بین شان هست توضیح دهید.

در دورانی که آوینی این صحبت ها را مطرح می­ کند اتفاقاً ما شاهد یک غربزدگی شدید در سیاست ایرانی هستیم حد فاصل سال­های ۶۸ تا ۷۲ سنگین ترین پروژه مدرنیزاسیون ایرانی شکل می­ گیرد. چه بسا این پروژه مدرنیزاسیون از دوران رضاخانی هم سنگین تر است

نمی خواهم چیزی را به آقای دکتر داوری نسبت دهم اما گویا ایشان با شهامت گذشته به پروژه عبور از توسعه غربی فکر نمی­ کنند و در واقع عقلانیت مدرن را به نوعی می­ پذیرند و حتی به جمهوری اسلامی توصیه می­ کنند که شما اگر می­ خواهید به توسعه برسید این عقلانیت را بپذیرید چرا که این عقلانیت مطلق است و عقلانیت دیگری محصل و موجود نیست که شما بخواهید با تکیه بر آن صحبت از بنای تمدن دیگری کنید. شاید این سوءتفاهم به وجود بیایید که من می­ گویم دکتر داوری، غربی شده در حالی که ابداً این طور نیست. یعنی ایشان هنوز بر مفهوم غربزدگی خودشان ایستاده اند و حتماً دنیای مطلوب او دنیای غرب نیست و همچنان او رادیکال ترین منتقد غرب در کشور ماست. منتها چون ایشان عقلانیت اومانیستی غرب را عقلانیت سیطره یافته ای می­ داند خیلی به عقلانیت جایگزین نمی­ اندیشد.

اما برای آوینی اینگونه نیست. او به صراحت از عقلانیت جایگزین محصلی سخن می گوید. هرچند ناگفته نماند که شهید آوینی با ساده انگاری راجع به تمدن غرب و رسیدن به تمدن جدید خیلی مخالف است. به عنوان مثال وقتی او از هنر تکنولوژیک و خاصه سینما صحبت می­ کند، می­ گوید علی­رغم طلب بسیار، چرا سینما فراچنگ ما نمی­ آید اما در غرب این اتفاق رخ می­ دهد. او با ساده لوحی درباره رسیدن به عقلانیتی دینی و تمدنی اسلامی خیلی مخالف است. چون غرب را در سیطره تمدنی اش خیلی قوی می­ داند. بعضی اشخاص این را خیلی ساده و تکنیکی نگاه می­ کنند. مثلاً وقتی از سینما صحبت می­ کنند به سرعت حرف را به سمت مدیریت می­ برند. می­ گویند اگر مدیر فرهنگی خوب تربیت کنید مسأله سینما حل خواهد شد و کارگردانت را کنترل خواهد کرد. ابداً این طور نیست. به نظرم باید پدیدار شناسانه تر با این مسأله مواجه شد و وجه تمایز آوینی اتفاقاً در فهم و تبیین صحیح همین دشواری ها است.

*به عنوان آخرین سوال با این همه ملاحظه و التفات به دشواری ها و قائل بودن به صاحب ماهیتی تمدن و ابزار مدرن او چگونه دست به ابزاری همچون دوربین می زند و به سمت تهیه فیلم مستند حرکت می­ کند؟

نمی خواهم چیزی را به آقای دکتر داوری نسبت دهم اما گویا ایشان با شهامت گذشته به پروژه عبور از توسعه غربی فکر نمی­ کنند

شهید آوینی می­ گوید که اگر بگوییم کار تمام است و ما توان تصرف در تکنیک را نداریم خودش شأنی از تکنیک زدگی است و من به این مسأله اعتقادی ندارم. او تصریح می­ کند اختیار انسان بر تکنیک غلبه دارد و البته همزمان حاشیه می­ زند که من درباره تکنیک و ماهیت آن ساده انگار نیستم. بنابراین مبنای این غلبه را بر همان تحول باطنی انسان که در ابتدای صحبت به آن اشاره کردم قرار می­ دهد. در واقع ایشان می­ گوید که اگر مختصات دنیای جدید را بشناسی و همچنین عالمی که از آن صحبت شد را هم ببینی و درک کنی و واجد شرایطش باشی می­ توانی در جوهر تکنیک تصرف کنی و البته این طرحی نیست که بشود برایش نقشه راه ترسیم کرد و گفت طبق همین جلو بروید تا به تمدن اسلامی برسید. بلکه این یک شدن در حیث جمعی است. من می­ توانم بگویم دینی بیاندیش و از مختصات دینی اندیشیدن و غربزده نبودن صحبت کنم تا به یک تحولی در حیث جمعی برسید. این تحول جمعی تجربه و انکشاف جدیدی ایجاد خواهد کرد که نتیجه این انکشاف  تمدن جدید خواهد بود.

    ۱۱ دیدگاه ثبت شده

    1. سلام
      خیر دنیا و آخرت نصیبتان

      اللهم عجل لولیک الفرج

    2. انتقادجدی /

      آوینی شهیدفرهیخته وبزرگواریه
      ولی من احساس میکنم شما ازایشون برای خودت بت ساختی
      یعنی خداهم اینننننهمه امتیاز به فقط یک شخصیت ویک شهیدنمیده
      بیا یه مدت بزن تو یه فاز دیگه
      مثلا راجع به شخصیت چمیدونم مثلا دکتربهشتی بنویس

    3. عالی بود خیلی استفاده کردم ممنون

    4. علی فدایی /

      سلام منتظر شما در کلوب هستیم

    5. سلام استاد خوبی ما شاگردتون تو دانشگاه تهرانشرق بودیم کاش میشد دوباره ببینیمتونو از وجود ارزشمنتون بهره بگیریم

    6. هر چند شما علوم انسانی ها از ما زیاد خوشتون نمیاد
      هر چند شما طالب علم اید و ما طالب فضیلت
      هر چند شما فکر می کنید که ما ماتریالیستیم و یه عده مذهبی از خود بیگانه ایم که برای علم اصالت قائل ایم و با عقاید مون خود درگیری داریم
      اما به هر حال ما اینجا هستیم …….. رها از ترس قضاوت های دیگران
      با افتخار من در دانشگاهی درس می خوانم که چنین اندیشکده ای دارد
      اندیشکده ی مهاجر:
      مهاجر همان طور که از نامش هم پیداست، الهام بخش هجرت است، هجرت از دانشگاهی که هست به سوی دانشگاهی که بایست، به سوی دانشگاه طراز انقلاب اسلامی. مسئله ی مهاجر مسئله ی دانشگاه اسلامی است؛ اسلامی در تمام ابعاد و گستره ی مفهومی آن. از وضعیت اسفبار علم و دانش غیر بومی گرفته تا نحوه و سبک زندگی دانشجویان. نظام معیوب ارزیابی و شاخص های غلط رشد و ارتقای علمی، درجه دوم و فوق برنامه بودن مقوله فرهنگ، جدایی نهاد علم از جامعه و نهاد سیاست، ناکارآمدی ساختارهای آموزشی در ارتقای معرفتی و تربیتی دانشجویان، نظام معیوب نمره دهی و ارزشیابی، جهت گیری دانشگاه به سمت نیازهای غیر بومی، مهاجرت نخبگان، کم توجهی به علوم پایه، علوم انسانی التقاطی و ذاتاً مسموم، جدایی و تعارض ذاتی محتوای علمی موجود با مقوله دین، فهم ناقص و نادرست از مفهوم پیشرفت و مساوی دانستن آن با توسعه تکنولوژی بدون در نظر گرفتن نسبت آن با پیشرفت اسلامی، سبک زندگی دانشجویی که از استلزامات ذاتی علم و تکنولوژی غربی است، و مواردی از این قبیل که همه و همه بخشی از دغدغه های مهاجر است. البته و صد البته اعتقاد مهاجر بر این است که تمام این مسائل نه تنها از هم جدا و منفک نیستند، بلکه شبکه ای به هم پیوسته و در هم تنیده اند که بر هم کنش دارند.

      به منظور نیل به دانشگاه اسلامی، گفتمان سازی و نظریه پردازی در حوزه مسائل فوق ضروری است، مسائلی که در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی متولی مشخص و دغدغه‌مندی ندارد. کسانی می توانند در حیطه مسائل فوق صاحب‌نظر باشند که از یک طرف نظام آکادمیک مدرن را از نزدیک لمس کرده باشند و در متن مسائل موجود، مدتی را سپری کرده باشند و از طرف دیگر اتصال و ارتباطی دائمی با مبانی فکری انقلاب اسلامی و اندیشه های بنیادین و اصیل دینی داشته باشند و سنت های فکری موجود را بشناسند. تنها این قبیل افراد هستند که می توانند صحنه نزاع و مواجه اسلام و مدرنیته را به درستی تحلیل نمایند و به دنبال راهی برای حل چالش های موجود باشند. به زعم ما گفتمان مورد نیاز امروز انقلاب اسلامی برای نسل سوم، نه بازنشر خام مبانی حوزوی بلکه امتداد گفتمان انقلاب اسلامی به زندگانی غربزده نخبگان و تولید فکر انضمامی برای تذکر و تحول بینشها و سپس باورها و ارزشهاست.

      بدین منظور اندیشکده مهاجر که فعالیتهای خود را از سال ۱۳۸۸ آغاز نموده است

    7. همنام تو /

      سلام برادر استاد یا برادر دکتر
      به نظر شما اگر شهید سادات آوینی الان بود درباره چه مسائلی موضع میگرفت و مقاله مینوشت و مستند می ساخت؟
      این حرفها و تحلیل های شما برا زمان دیگری است.
      شهید آوینی موقعیت شناس بود. از آموزه ها و تفکرات و اعتقاداتش بر طبق نیاز روز استفاده می کرد نه طبق یک سبک از پیش تدوین شده.
      توی این اوج ماستمالی کردن دولت و به هم زدن هرچی ارزش و …
      توی این بر باد دادن استقانت و ایستادگی و غرور وعزت ملی
      و توی چینشهای همه جانبه و بودار دولت
      و توی …
      شما به عنوان یک تحصیلکرده به چی داری میپردازی برادر؟
      از چی میترسی؟ شما که سال ۸۸ ترس رو کنار زدی دیگه چرا؟
      نکنه شما هم میگی آقا هست و ما منتظر فرمان آقاییم.
      یا نکنه میگی من رسالتم الان تبیین هنر واقعی است ویا امثالهم.
      مگه دندانهایی که آقا در سال ۸۸ دیده بودند و الان علنی شده رو نمیبینی؟
      الان شهید آوینی نیاز به یار نداره الان ولی امرش نیاز به سرباز داره.
      پس بیا کمک که یار کم داریم برادر.

    8. با سلام،

      آیا قرار است ایده آل ما بر جهان حاکم شود؟

      ما چه تصویری از ایده آل خود برای جهانیان ترسیم می کنیم؟ آیا جهانیان خاص غرب، از تصویری که ما ترسیم می کنیم همان مفهومی را که قصد داریم به ایشان منتقل کنیم درک می نمایند؟

      جایی از شهید چمران خواندم در خاطرات ایشان گفته بودن که اگر غرب بداند ما برای چه می جنگیم، دست از جنگ با ما خواهند کشید و دیگر جنگی در کار نیست. چقدر به این موضوع اعتقاد دارید؟

      با سپاس.

    9. درس خواندن وقتی نتواند فرد را اگاه به درد دیگران کند به هیچ کاری نم اید .مدرک شما در کنار انکار حقوق شهروندی به چه کار می اید ؟

    10. حسین بنویدی /

      همیشه یاد و خاطره شهدا و دیدگاههایشان خیلی از بعضیها رو آزار داده و میده . اجرکم عندا…
      برادر عزیز (سلم) بیان دیدگاههای شهید آوینی چه ربطی به رعایت حقوق شروندی داره . اونایی که در جهت مخالفت با نظام قائله به پا کردند مگر حق نظام رو رعایت کردند.
      در امریکا سی تا چهل سال طول میکشه یک قانونتصویب بشه . ولی در طول یک ماه ۱۰۰۰ صفحه قانون مبارزه با تروریست تصویب میشه که در یکی از بندهاش میگه اگر پلیس محلی به کسی مشکوک بشه و احتمال تروریست بودن فرد متصور باشه، دیگر لازم نیست حقوق شهروندی رعایت بشه و کلیه شکنجه ها در جهت بازجویی مجازه . مثل استفاده از غرق مصنوعی و آپولو و… . قانون آئین دادرسی کیفری کاملا موافق حقوق شهروندیه . اگه برای مقابله با رهبری و نظام به دنبال زیر سئوال بردن افراد هستید بهتره که روش تونو عوض کنید و با متد قانونی و مستند و مستدل حرف بزنید .اگه حرفی برای گفتن دارید . هنوز عطر ۲۷۰ شهید کشور توی کوچه ها هست و همین شهید آوینی روایت گر منش و بزرگی شهدا بود .افرادی مثل محمدنوری زاد هستند که وقتی احساس میکنن سهم خودشونو از نظام نگرفتند به انواع و اقسام اوپورزوسیونها وصل میشن. گفت کشتی شکستگانیم یا کشتی نشستگانیم .پاسخ داد چون نیست خواجه حافظ معذور دار مارا .حالا که شهید اوینی نیست شما به زعم خوتون دارید پس داوری می کنید .

    11. خرسند /

      بسیار زیبا بود،گمشدام را اینجا یافتم،میخواهم تفکرات این شهید بزرگوار را بیشتر و بیشتر بشناسم چون همان سرچشمه ایست که به دنبال آن بودم که یافتمش… .ممنون استاد بزرگوار

    پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    + 1 = 4