آیا فریاد حزب اللهی ها همچنان مسموع خواهد بود؟

۱۳۹۲/۰۱/۲۶ آیا فریاد حزب اللهی ها همچنان مسموع خواهد بود؟

ظاهر ماجرا این است که برخی دغدغه مندان اخلاق و ارزش ها، کار حکومت را به حاکمان سپرده اند و در گوشه ای هر از گاهی فریاد «وا اسلاما» سر می دهند. نه من و نه هیچ کس دیگر طبعاً حق ندارد به این دغدغه ها بی حرمتی کند یا حق انتقاد را از آنها بگیرد، اما این صداهای بلند چقدر معتبر است و اساساً چقدر می تواند منشأ اثر باشد؟ آینده ی سیاسی ایران چه نسبتی با این صداها دارد و آیا جریانی که داعیه ی ارزش ها را دارند، با گذشته ی ارزش های تاریخ سیاسی پیش از خود خویشاوند است؟

  1. در دوران حاکمیت تکنوکرات ها و اصلاح طلبان، جریانی اجتماعی با وجهه ای فرهنگی شکل گرفت که رویه ی غالبش انتقاد از وضع موجود بود. وضعی که ارزش های انقلابی و اسلامی را در محاق سیاست های اقتصادی سرمایه سالارانه و رفتارهای دیوان سالارانه و اشرافیت دولتمردان می دید. در دوران اصلاحات تجرّی ژورنالیستهای رادیکال در قوام گیری شکل رادیکالتری از آن جریان اجتماعی موثر بود. جریان فوق الذکر اجمالاً حزب اللهی ها، حامیان اصلی ولایت فقیه و بازماندگان نسل دفاع مقدس دانسته می شدند. جریانی که به تدریج دریافته بود که ظاهرا عمدی در کار است تا هیچ بخشی از قدرت و حاکمیت سهم او نباشد؛ این اتفاق ذهنیتی را قوام داد و آن اینکه اگر دولت و قدرت در دستان ما باشد، اوضاع قطعاً بهتر از این خواهد بود. عجیب است که شکل گیری ادبیات عدالتخواهانه در اوائل دهه ی هشتاد شباهت هایی با وضعیت بین الاذهانی اوائل انقلاب پیدا کرده بود. به عبارت دیگر «حزب اللهی ها» شانزده سال گذشته را از خود و از انقلاب نمی دانستند و در عین حال با اعتقاد به آرمان های صدر انقلاب مترصد فرصتی بودند تا سرآغاز یک تحول بنیادین باشد. این توقع و ذهنیت با پیروزی این جریان در شورای شهر دوم تهران و مجلس هفتم سر و شکل جدی تری گرفت. آنچنان که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ طیف گسترده و کمتر شناخته تری از سیاستمداران کاندیدای ریاست جمهوری شدند. انتخاباتی که اینبار نشانه هایی آشکار از حضور سهم جریان «حزب اللهی ها» با خود به همراه داشت.
  2. دولت احمدی نژاد برای جریان مدعی ارزش های انقلابی، آغاز دورانی بحساب می آمد که در انتظار آن، امکان نقد دولت های پیشین را پیدا کرده بودند؛ این یعنی آزمایشگاهی برای سنجش انبوهی از ادعاها و انتقادها. اما به نظر می رسید کمتر کسی به برخورد مسأله های اصلی با انگاره های ارزشی فکر کرده بود. هرچند که این مسأله ها به هیچ وجه جدید و نوپدید نبودند. با پوشش نامتعارف چه باید می کردیم؟ اختلاط ناخواسته در دانشگاه ها و جامعه چگونه باید سیاست می شد؟ بالارفتن سن ازدواج همزمان با دشواری اشتغال و افزون شدن تحریکات جنسی چگونه باید مدیریت می شد؟ صدها هزار زن جوان مطلقه و بیوه چگونه به امنیت روانی، اقتصادی و آرامش روانی و جسمی باید برسند؟ برای نشاط اجتماعی جوانان چه برنامه ای باید پیاده کرد؟ با طیف وسیع هنرمندان و سینماگران واگرا با ارزش ها و عرف های دینی با چه روشی باید تعامل می کردیم؟ برای اقناع و رضایت فکری طبقه متوسط جدید شهری که طی سالیان گذشته فربه تر از همیشه شده بودند، چه می توانستیم بکنیم؟ و… این مسائل ادامه دار است و دولت های پیشین به روش های خود به آنها پاسخ داده بودند و همین پاسخ ها بود که زمینه ی اعتراضات جریان «حزب اللهی» به عنوان حامیان اصلی ارزش های اسلامی و انقلابی را فراهم کرده بود. آیا این جریان می توانست همچنان در کناری بایستد و مدعی ارزش ها باشد؟ اگر این اتفاق رخ می داد می توانستیم در تاریخ این جریان را اپوزوسیون دائمی نظام جمهوری اسلامی قلمداد کنیم! اما پاسخ های احمدی نژاد و دولت او به مسائل فوق از همان ابتدا زمینه ی شکل گیری مجدد طیفی از اعتراضات «حزب اللهی» را فراهم کرد. هنوز چند ماه از آغاز دولت نهم نگذشته بود که در گوشه و کنار کشور جلساتی در نقد اطرافیان رئیس جمهور برگزار شد. حضور شخصی از نزدیکان رئیس جمهور در مجلسی خاص در ترکیه، ماجرای دف زنان حامل قرآن، طرح امکان حضور زنان در ورزشگاه ها، ادبیات شبه ناسیونالیستی و شبه آرکائیستی برخی اطرافیان رئیس جمهور و خود او، دیدارهای خاص با برخی هنرمندان خاص و برخی دیگر از این دست رخدادها جریان سنتی تر متدینین و انقلابی ها را از گرد رئیس جمهور پراکنده کرد و بدبینی و واگرایی طیفی از روحانیون و «حزب اللهی»ها را موجب شد. هرچند حمایت های کم نظیر رهبر معظم انقلاب به عنوان یک عامل غیرقابل انکار، در ادامه یافتن حمایت های جریان فوق الذکر از دولت  موثر بود.
  3. دولت احمدی نژاد برای به بلوغ رسیدن جریان «حزب الله» و دغدغه مندان ارزش ها مرحله ی بسیار مهمی است. شاید این هشت سال باید می گذشت تا ساده انگاری هایی که برخی از جریان ما با آن مواجه بودند برطرف می شد. ساده انگاری از این بابت که حفظ و توسعه ی ارزش ها به تمامه اتفاقی دستوری و از بالا به پایین تلقی می شد و اخلاقیات و تربیت شهروندان در گرو اسلام خواهی و ارزش مدار بودن دولت مردان. بسیاری همچنان ترجیح می دهند حاکمیت ارزش ها را در قالب یک دستورالعمل سیاسی دنبال کنند و به همین مناسبت فریاد «وااسلاما» سر میدهند. بنابر همین زمینه ها می شد پیش بینی کرد که دیر یا زود دولت جریان «حزب الله» که بتازگی با مسائل متعدد اجتماعی مواجه شده است، برای مدیریت فضا به روش های زودبازده سیاسی و «دستورالعمل درمانی» روی بیاورد. همان چیزی که برای تبدیل کردن یک دولت عدالت محور و ارزشمدار به یک مجموعه ی تکنوکرات کافی بود.
  4. همیشه اشتباه و انحراف اصلی دربرآورد شیوه های تحقق ارزش ها بوده است. غالباً جریان دغدغه مند و متعهد به ارزشها از شرایط تحقق ارزش ها غفلت و به انتقاد ظاهری بسنده کرده بود. این غفلت شاید دوجانبه بوده است. به همان میزان رفتارهای دولت عدالت محور، رفتارهایی سخت افزاری و شعاری بوده از اقتضائات فرهنگی رفتارها غفلت شده بود. تحقق امر اخلاقی و ارزشی فارغ و بیرون از امرسیاسی است. اگر اینچنین نبود چگونه است که علیرغم تذکرات دائم علما و اساتید اخلاق، از سیاستمداران ما روز به روز بیش از گذشته رفتارهای نپخته، لجوجانه و جاه طلبانه سر میزند؟ و مگر امروز دستورات اخلاقی خودش به زمینه ی نزاع سیاستمداران بدل نشده است؟ باید بیاندیشیم که چرا هرقدر میزان دستورالعمل های اخلاقی و ارزشی بیشتر می شود، توجه به آنها گویا کمتر می شود. تکنوکراسی و دیوان سالاری و اشرافیت با لفظ و لفاظی از بین نمی رود. عالم تجدد اقتضائاتی دارد که بخواهیم یا نخواهیم ثمرات اخلاقی و ارزشی خود را به ما تحمیل میکند. چگونه است که رشد جمعیت ایران ظرف چند سال به یک چهارم می رسد و سیاستها و دستورالعمل ها هم راه بجایی نمی برد؟ ماجرای اخلاقی کردن و ارزش مدار کردن جامعه مانند قصه ی ورزش قهرمانی و اخلاق است که نه از دست منشور اخلاقی و کمیته ی انضباطی کاری برآمد و نه تبلیغات گسترده ی بازی جوانمردانه و جایزه دادن به جوانمردان. ما تجدد و توسعه را امری سهل و معمول پنداشتیم که می توان با پول آنرا خرید و بکار گرفت و سپس با «دستورالعمل درمانی» اقتضائات غیردینی و غیربومی آنرا سیاست کرد. آیا ما طرحی برای امر آموزش های ابتدایی داشتیم؟ آیا برای سینما و سایر حوزه های هنر و فرهنگ ایده ای داشتیم؟ آیا تکلیفمان با دینی شدن رسانه معلوم شده بود؟ آیا بین اشتغال زنان و اقتضائات فرهنگی ناشی از آن نسبتی برقرار کرده بودیم؟ آیا تعریفی از زن تراز انقلاب اسلامی داشتیم؟ آیا فساد اقتصادی را فقط ناشی از بی پروایی اخلاقی می دانستیم یا به آفتهای ساختاری هم اندیشیده بودیم؟ آیا برای ادبیات بین المللی مان فکری کرده بودیم؟ آسیب های اجتماعی را از چه طریقی می خواستیم درمان کنیم؟ افسردگی و فشارهای روانی را با کدام مدل نشاط اجتماعی می خواستیم جبران کنیم؟ رسانه ها و ژورنالیسم ما برای تحقق آزادی بیان چه مسیری را باید طی می کرد؟ دانشگاه ها چطور باید به سامان می آمد و درگیر مسائلمان می شد؟ و ده ها مسأله ی دیگر که رهبری را برآن داشت تا پس از گذشت ۱۴ سال از طرح الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، خود رأساً مرکزی را تشکیل دهد و مسیری فراقوه ای را برای گشودن راه آینده آغاز کند.
  5. تجربه ی اکنون جریان «حزب الله» هزینه ی بسیار برده است. از این به بعد این جریان باید برای آینده ی خود منطق و سبک و سلوکی بیابد. اکنون با گذشت دودوره ی ۴ ساله، سرنوشت «حزب اللهی»ها و نسبتشان با دولت محل تأمل است. آیا قرار است همچنان با رویه ای انتقادی از حاکمان دستورالعمل و توضیح مطالبه کنند؟ و آیا همچنان فریاد های «وا اسلاما» مسموع است و ادعاها منطقی است؟ نویسنده ی این سطور نمی خواهد با شماتت منتقدین از آنها بخواهد تا به دولت بپیوندند و آن را در پیشبرد اهدافش یاری دهند؛ مسأله فراتر از انتقاد یا همکاری است. مسأله های واقعی جامعه جلوی روی ماست و ما نتوانستیم آنگونه که شاید برای آنها پاسخی بیابیم. آنها را در لفافه ای از سیاست ورزی پوشاندیم و وجه المصالحه یا بهانه ی تسویه حساب با جریان رقیب کردیم. نرم افزارها و برنامه ها وسیاستگذاری ها همچنان مهجور ترین بخش حاکمیت اند و هنوز سرگیجه ها برطرف نشده است برخی از مهمترین کاندیداهای دور بعد باافتخار از تکنوکراسی دم می زنند. از ابتدا بنا براین بوده که دولت در جمهوری اسلامی طرحی نو در اندازد و به اقتضائات شناخته شده ی عالم سکولار تن ندهد. اینکه دست کم ۱۶ سال ریل گذاری امر توسعه در کشور به مقصد مدرنیته ی سکولار انجام شده است، محو کننده ی اهداف اصلی انقلاب نخواهد بود بلکه کار بعدی ها را دشوار می کند که کرده است. جریان «حزب الله» نمی تواند مانند گذشته مشی کند. او فرصتی را که بدنبالش بوده بدست آورده و از دستش داده است. این بدان معناست که ادعاهایش مسموع نخواهد بود. دولت احمدی نژاد در طرح برخی مسائل جسور بود و نشان داد که می خواهد برای شان فکری بکند، اما وقتی نرم افزاری نداشته باشی، نتیجه اش می شود نشریه ی «خاتون» یا برخی تئوری های بی سر و ته انسان شناختی. «حزب الله» باید مراقب ارتجاع باشد. ارتجاع یعنی بازگشتن به فریادهای «وا اسلاما» و موضع انتقادی و مطالبه ی بی منطق آرمان ها؛ اگر «حزب الله» می خواهد در گشودن مسیر آینده سهمی داشته باشد باید امر اخلاقی و دغدغه های ارزشی را از محاق سیاست بیرون بکشد و برای مسأله های مزمن و نوپدید جامعه اش پاسخی بیابد.

    ۱۰۳ دیدگاه ثبت شده

    1. تفتیش عقاید نکن /

      بیبینید آقای محترم ما ثمره ۸ سال حکومت دولت به اصطلاح مهرپرور و عدالت پیشه را دیدیم.این شد اوضاع واحوالمان ..نفست از جای گرم بلند می شود..سری به اوضاع کارگران بزنید..ما ملت ایران فقط زنده ایم..با اینهمه درآمد نفتی و سرمایه های عظیمبنظرتان باید اینگونه زندگی کنیم؟ خودتان میگویید که اصلاح طلبان تکنو کرات و سکولارند..خوب بفرمایید این آقای انقلابیتان(احمدی نژاد)چه گلی به سر ملت و مملکت زد؟جز اینکه در حال حاضر واحد پول کشور افغانستان معادل ۷۵ تومان پول ایران است!!جای بسی تأسف است که همه چیز را در گروی حمایت بی چون و چرا از ایشان گذاشته ای و مدام به شخصیت دیگران حمله وارد میکنی.

      • این در آمد نفتی عظیمتان را اگر به جمعت عظیم ایران تقسیم کنیم ۶۵ هزار تومان میشه پس زیادی هم گرفتین خیرپیش برین به سلامت

    2. سلام
      این روز ها با نزدیک شدن به انتخابات شاهدیم برخی کاندیدا ها موضوعاتی را به عنوان نقاط ضعف دولت مطرح می کنند که نقطه قوت است. رهبر انقلاب قبلا به این مواضع پاسخ گفته اند.
      پاسخ رهبر انقلاب را در آدرس زیر بخوانید.
      http://yaasekabud.blogfa.com/post-77.aspx

    3. بسم الله قاسم الجبارین
      ۱۲ اردیبهشت روز معلمه به خاطر شهادت معلم بزرگی چون استاد مطهری . یاد یکی از سخنرانیاش افتادم . میگفت بزرگتری تضاد تضاد حرف و عمله و بزرگترین کارخونه ساخته شده کارخانه قلب (دگرکونی) حقایق است .امثال تو یه اصطلاح از قرآن رو هدف قرار دادن دگرکون کردن معنی حزب الله . کاری کردین کارستان چون :
      با شنیدن این اصطلاح یک دنیا بار معنایی منفی به ذهن توده مردم هجوم میاره : حزب اللهی .
      اگه بخواهیم اون تصوراتی رو که بعد از شنیدن این اصطلاح در ذهن اکثریت مردم شکل میگیره خلاصه کنم میشه : حزب شیطان . (دستمال کش )
      حزب شیطان رو مولا علی (ع) خوب توصیف کرده :

      وَ مُؤَکِّدُوا الْبَلاءِ ، بر گرفتارى دیگران مى افزایند(تورم چند درصدی )
      وَ مُقَنِّطُوا الرَّجاءِ. و امیدواران را نومید مى کنند.(جوانان نامید ترین قشر جامعه )
      یَتَلَوَّنُونَ اَلْواناً، وَ یَفْتَنُّونَ افْتِناناً، رنگ به رنگ مى شوند، و به حالات گوناگون ظاهر مى گردند،( در بین مردم معروفند جماعت دستمال کش )
      قُلُوبُهُمْ دَوِیَّةٌ، وَ صِفاحُهُمْ نَقِیَّةٌ. و در هر کمینگاهى کمین مى گیرند. قلوبشان فاسد، و ظاهرشان پاک مى نماید.( این جمله دیکه غوغا میکنه نگاهی به آینه بیندازید )
      میخای بدونی درس میگم یا نه منتظر نتیجه انتخابات باش
      کاری کردین که اکه مردم بدونن یک کاندیدی با حمایت جماعت حزب اللهی میخاد ثبت نام کنه ازش وحشت کنن وحشت ترس نگرانی .

    4. ببین دکتر جان، حرفایی که گفتی درسته ولی من علاقه دارم همیشه ریشه ها رو پیدا کنم. ما میگیم انقلاب اسلامی! یعنی چه؟ یعنی تمام شوون که شما هم همه رو ردیف کردی وشمردی باید منطبق بر آموزه های اسلام باشه که متاسفانه خیلی هاش نیست. حالا چرا نیست؟
      ریشه اش این نیست که فلان شخص رییس جمهوره یا بهمانی، بلکه اینه که پس از گذشت سه ده از انقلاب ما اندیشمندانی که بتوانند مر و حقیقت اسلام را در زمینه های گوناگون اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، زن،و…. تبیین کنند نداشته ایم. نمیدانم صحبتهای حسن رحیم پور ازغدی در خردادماه ۹۱ را گوش کردی یا نه؟ او هم بر اینکه حقیقتا فقه ما بر خلاف انتظاری که داریم
      پویایی لارم رو درین سالها نداشته صحه گذاشت ، خلاصه کنم آقا! این نظریه پردازی اسلامی کاری بنیادی است که تلاش وهمت
      اندیشمندان دغدغه ی دین دار رو در تمام عرصه ها طلب میکنه.
      با قشری بودن وبر داشتهای سطحی از دین و با فقه ۲۰۰ سال پیش که میراث شیخ مرتضی انصاری است دیگر نمیتوان انتظار داشت که
      بتوان مسایل امروز رو براحتی حل کرد، بقول امام ره افتخار ما اینست که فقه ما جعفری است وپویا. ولی این پویندگی باید ازقوه به فعل در اید. انشالله.

    5. باسلام
      لینک شما در آزاد مهر منتشر گردید.
      منتظر شما هستیم (azadmehr.com)

    6. سلام سردار آخرین یادداشتم در رویداد جهت تورق شما
      راستی با سید علی احمدی به نتیجه ای نرسیدیم ارادت و ملتمس دعا

      شفیع شعله کار
      شورای نگهبان در انتظار مردم یا مردم در انتظار شورا
      سرویس سیاسی رویداد، هزاران حرف و حدیث پیرامون آرایش های سیاسی انتخابات ۹۲ روز شنبه و با حضور چهره های حاشیه ساز سیاسی گفتمان های مختلف حاضر شکل تازه تری به خود گرفت .

      شاید بیش از هرچیز حضور رئیس جمهور به عنوان مجری و البته مسئول برگزاری صحیح انتخابات در کنار اسفندیار دولت و همچنین حضور دقیقه نود هاشمی رفسنجانی و حاشیه های خیابانی ورود وی که به بیرون از تالار وزارت کشور نیز کشیده شد از مهمترین حاشیه های آخرین روز و آخرین ساعات شلوغ میدان فاطمی در این روزها بود .

      البته حضور غافلگیر کننده و با آرامش جلیلی با همان پراید دودی معروفش نیز نباید نادیده انگاشته شود چه آن که همه گزاره های حاکی از عدم اشتیاق مرد شماره یک هسته ای برای حضور در این عرصه بود. شاید همه ی رجال سیاسی و طرفداران آنها و همین طور جریانات فعال در امر انتخابات اکنون اما به کنار گودی نشسته اند تا فرصت پنج روزه ای که آیت الله جنتی و هم قطارانش در احراز صلاحیت ها دارند بگذرد .

      ممکن است این زمان به بیشتر از پنج روز و تا انتهای زمان مقرر قانونی نیز کشانده شود تا افراد حاضر در انتخابات ۹۲ رقبای خود را به خوبی شناخته و برای حضور مستحکم در میدان شلوغ انتخابات کوله باری پر تر مهیا کنند.

      این اما تکلیف و وظیفه ی شرعی و قانونی نامزدها و جریانات سیاسی همسو با آنان است تا شرایط را برای بهترین تصمیم گیری از سوی شورای نگهبان مهیا ساخته و به روند قانونی پیش رو متمسک باشند.

      چه آنکه پیرمرد مقاوم شورای نگهبان در خلال سال های مسئولیت خویش در دبیری شورای به خوبی نشان داده است تسلیم فشارها و چانه زنی های خرد و کلان نمی گردد و بر مبنایی شرعی و متقن راهی محکم و منطقی استوار در احراز صلاحیت ها در پیش می گیرد، با این مبنا که اعتراضات شدید و دامنه دار به شورای نگهبان و حمله به این نهاد انقلابی و سعی در بحران سازی برای شورای نگهبان به مراتب بهتر از آن است که بودجه ی بیت المال و شرف و عزت و ناموس مردم چهارسال در گرو تصمیمات و دستان افرادی نالایق و کار نابلد باشد .یادمان نرفته صف کشی خیابانی جریان فتنه طعم شیرین حضور بالای مردمی را چه آسان به کام مردم تلخ کرد…

      اما سوال اساسی و بسیار مهم آن است که نقش مردم و توده های ارزشی در مواجه با این پنج روز انجام وظایف شورای نگهبان چیست ؟! آیا آنان نیز همچون کاندیداها و جریانات سیاسی باید در گوشه ای آرام نشسته و به صحنه ی احراز صلاحیت ها چشم بدوزند و یا راهی بهتر در حفظ و صیانت از آرمان های امام راحل ( ره ) را در پیش گیرند ؟

      و آیا نباید توده های مردم، متخصصان و نخبگان جامعه علی الخصوص فرزندان ارزشی مقام معظم رهبری نسبت به روند تأیید یا عدم تأیید این صلاحیت ها به نقد و نظر بنشینند؟ آیا با اخبار مختلفی که از سناریوی بحران سازی توسط دولت و ایادی آن به گوش میرسد شورای نگهبان در رد صلاحیت چهره ی معلوم الحال مشایی و حلقه ی مریدانش نیاز به پشتوانه و حمایت توده های مردمی و ارزشی ندارد ؟ آیا دامنه ی تأکیدات بر رد صلاحیت قطعی و حتمی مشایی نباید این روزها آنچنان گسترش یابد که راه بر کوچکترین مصلحت اندیشی در حوزه تأیید و احراز حلقه ی دولت بسته گردد ؟

      یقیناً رمز حضور مردمی محوری مهم و حیاتی است که تا امروز توانسته است به پشتوانه ی تقوا و انقلابی گری و عنایات خاصه ی مقام معظم رهبری حساس ترین نقش در فتنه های متفاوت و متناوب جمهوری اسلامی را ایفا نموده و همیشه تیر خلاصی بر پیکره ی ضدانقلابان معاند باشد.

      به یقین خلق حماسه بزرگ ۹ دی مهمترین مصداق این حضور مردمی و پافشاری بر آرمان ها و تاکیدات رهبری معظم انقلاب بوده است که در فواصل مختلف عظمت آن حضور حماسی و خاطره انگیز بارها و بارها به مسئولین امر توسط معظم له گوشزد گردیده است و نسبت به غفلت از آثار وضعی آن ها نیز هشدار داده اند.

      اینک اما، در روزهای شلوغ شورای نگهبان و با توجه به اخبار مختلف از توطئه های یاران مجذوب مشایی در عرصه ی انتخابات بال و پر یافتن دامنه ی تاکیدات جهت رد صلاحیت ائتلاف دولت یا همان بهار مرده باد گونه امری بدیهی و ضروری به نظر رسیده و این بار فرزندان ارزشی و حامیان گفتمان سوم تیر ۸۴ باید نقش حیاتی خود را در روزهای سرنوشت ساز انتخاب مرد شماره ی یک پاستور به خوبی ایفا نماید و با گسترش دامنه ی تاکیدات بر رد صلاحیت همه ی افراد معلوم الحال و غش کرده در دامان ضدیت با ولایت فقیه دین خود را به انقلاب و آرمان های آن بار دیگر ادا نماید .

      حتی اگر محمود اسفندیار نژاد تمام قد برای تأیید مراد معنوی خود قیام نماید و آماده ی هر خطری باشد. بنابراین به نظر می رسد در روزهای آینده حتی شاهد نامه ها، تجمعات و برگزاری محفل هایی با هدف تأکید بر رد صلاحیت بی چون و چرای حلقه ی حامیان دولت توسط شورای نگهبان باشیم . تا این بار و برای اولین بار مردم در انتظار نظر شورای نگهبان نبوده و قبل از تصمیم شورا نظر و رأی خود در کوتاه نیامدن از ارزش ها و آرمان های انقلابی خود را به گوش آیت الله جنتی عزیز و همکارانش برسانند . این بار شورای نگهبان منتظر مردم است بلا شک.

    7. آرایش ریاست پیش از اعلام نظر شورای نگهبان …
      لطفاً نظر بدهید …

    8. دکتر جان این لینک رو دیدید؟

      http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=157396

      هنوز هم در بیعت علامه مصباح هستید؟

    9. با سلام
      وب سایت عمار انقلاب(مختص طرفداران منوچهرمتکی درفضای مجازی)شروع به کارکرد.
      برای اطلاع از زمان و مکانبرنامه ها و جلسات؛متن سخنرانی ها وتصاویر مربوطه به عمار انقلاب مراجعه نموده.

    10. سلام.
      چرا آیت الله مصباح خود را هزینه می کند؟!

      عنوان مطلب جدید وبلاگ شاهراه عدالت

      در خدمتیم. یاعلی

    11. بسیار زیبا
      لذت بردم
      انشالله موفق باشین و پیروز

    12. سرباز نظام /

      هم حال هم وقت نداشتم که این همه مطلب را بخونم ولی یه توصیه ی برادرانه دارم به شما آقای یا مین پور / الآن دیگه وقت عمل است ، نمی دونم چه هستید تو عمل و چه کار می کنید ولی دیگه وقت یا علی گفتن است /بیایید تو کار من چنتا از ستاد های مرکزی این نمایندگان بودم شما را اون جا ها ندیدم نمی دونم شما چه جوری می خواهید بشناسید و رای بدهید و شور و شعور انتخاباتی را تو خودتون و مردم ایجاد کنید ولی می دونم که دیدار رو در رو با کاندید های نمایندگی خیلی خوب و بهتر است
      یا علی

    13. باسلام
      امروزه با دو جریان روبرو هستیم جریان فکری که کمتر کسی به آن توجه داشته ، جریان فکری امام و رهبر جریان فکری هاشمی که از همان اول ۳۰سال پیش به دنبال این بوده در طول این ده دوره به نظر بنده فقط یک دوره دید گاه دولت بادیدگاه این آقا فرق داشت مابقی کل ملت بازیچه دست این آقا بوده ودیگر هیچ؟؟؟…

    14. چند جمله از آخرین فرمایشات آیه الله مصباح و دو تا مشکل++
      حضرت آیه الله مصباح در بیانات اخیر خودشان که آقای لنکرانی را قویاً به عنوان کاندیدای اصلح مورد نظر خود معرفی کردند و فیلم آن نیز منتشر شد ، در بخشی از سخنان فرموده اند که :” رأی دادن به غیر اصلح فقط در یک مورد خاص جایز است و آن در صورتی است که ما مطمئن باشیم اگر رأی به غیر اصلح ندهیم یک افسدی سر کار خواهد آمد ، تنها راهش این است که ما رأی به این شخص صالح غیر اصلح بدهیم ، تا آن فاسد افسد سر کار نیاید ”
      حال دو تا مشکل برای حقیر پیش آمده است ، اولاً با عنایت به عدم اعلام اسامی قطعی تایید صلاحیّت ها و با بررسی فرمایشات سایر فقها و بزرگان و افراد مورد اعتماد و نیز با لحاظ نمودن شرایط خاصّ داخلی و خارجی و معیارهای مدّ نظر مقام معظّم رهبری ، احراز منحصر شدن اصلح در کاندیدای جبهه پایداری (لنکرانی)برای بنده حلّ نشده و همچنین با نیم نگاهی به قائده ” تناقض و تساقط ” با رصد دقیق اوضاع دنبال هماهنگ ترین کاندیدا با مقام عظمای ولایت هستیم.
      دوماً اگر فرضاً قبول کنیم که آقای دکتر لنکرانی کاندیدای اصلح هستند و آقای دکتر جلیلی صالح ، و سیری در جامعه داشته باشیم ، روشن است که مقبولیّت دکتر جلیلی برای جلب حداکثری آراء بسیار بیشتر است. و نیز با بررسی – حتی سطحی – حاصل می شود که طیف جریان فتنه و انحراف در پیوندی نانوشته تمام قدّ و به سان دو لبه قیچی برای قطع ریشه ولایت فقیه کمر همت بسته اند ؛ حال آیا ورود آقای هاشمی به صحنه برای تحقق امر فوق مصداق افسد نیست؟ بالاخره تکلیف ما چیست؟

    15. تا وقتی امثال جنابعالی حزب اللهی محسوب میشین،اوضاع همینجوری خواهد بود.با تحلیلهایی که این مدت ارائه دادین – از نطر خودم- ثابت شد که شما یه تندرو بیشتر نیستین.

    16. سلام ، ضمن خوشحالی از آشنایی با شما ، لطفا در نظرسنجی وبلاگم شرکت فرموده و اگر صلاح دیدید مرا با نظرات خویش راهنمایی نمائید . [گل]

    17. سلام
      با پست “چرا به هاشمی رأی نخواهم داد؟” به روزم!

      در پناه خدا باشید[گل][چشمک]

    18. سخنی با رئیس جمهوری که بهتر است راه سلوک برود نه در پی بقای خود در مشایی باشد

      خیرش قبول اما مردم می دانند این سفرهای آخر برای تبلیغات کیست ؟!

      زالوی کبر در پس تعظیم دیدنی است

      هنگام رفتن است چو روز نخست باش

      این سان پی بقای ریاست مکن تلاش

      ابلیس را بترس مبادا به دین زند

      دست تو را بگیرد و ناگه زمین زند

      مردم تو را دو دور به خدمت نواختند

      با انحراف دور و برت جمله ساختند

      گاهی خرید عکس هنر پیشه را گران

      یک روز هم شکست دل زار عاشقان

      آن جو فروش شهر که همرنگ گندم است

      حالا خیال کرده که محبوب مردم است

      زالوی کبر در پس تعظیم دیدنی است

      کرم حسد به باغ تغافل خزیدنی است

      سنگر گرفته در پس دولت چه می کنی ؟

      خود را برای خلق حکایت چه می کنی ؟

      محمود بود مقصد رأی مجاهدان

      با مدعی بگوی که این نکته را بدان

      اما دریغ و درد مشایی ظهور کرد

      افسوس چشم خدمت دولت که کور کرد

      مردی نکرد اینکه نگوید دگر سخن

      از هم جدا نمود رفیقان انجمن

      تبلیغ کرد آنکه خودش را برای خلق

      صد چوب می خورد بخدا ، از خدای خلق

      امروز ها سفر همه بهر بقای اوست

      مردم بهانه اند فقط ماجرای اوست

      امیر عاملی

    19. احسنت

    20. سلام چرا یادداشتهای شما در گوگل پلاس بعدازتاریخ ۹۲ نشون داده نمی شود ؟

    21. همای سعادت /

      یامین پور جان وطن رو چند فروختی؟ فکر کنم خیلی ارزون

    22. محمد مهدی آبپخشی /

      سلام ریالا وحید این را خطاب به آقای قدیانی نوشتم، گفتم به شما هم بفرستم
      سلام آقا حسین
      جوانی هستم آبپخشی از استان بوشهر ارشد IT دوستانم جزو هیاتی ها بسیجی ها و حزب الهی های شهر می شناسند، که البته لطف دارند بگذریم. شمارا با نوشته هایتان در وبلاگتان، کتاب ۹ دی و نامه به آیت اله لاریجانی بیشتر شناختم و البته خیلی هم دوستتان دارم …. اما وقتی قلم فرسایی! تندتان را در مورد دوستان پایداری خواندن خدایی خیلی ناراحت شدم که چه شده است ما را که دوستان، هم را هدف گرفته اند و دردآور تر آنکه همه عمارند و بصیر! فراموش نکنیم وقتی حضرت آقا به قم تشریف بردند در دیدار با اعضای مدرسه امام خمینی ره که “حضرت علامه مصباح” موسسش هست مضمونا فرمودند این مجموعه باید الگوی حوزه باشد حال این بزرگوار نظر خود را فرمودند که مورد استقبال دوستان ایشان هم واقع گردید و باز هم بگذریم واقعا شما نشنیدی لنکرانی چند بار گفتند با حضور جلیلی من نیستم؟ (حال هم همین را کرد تا بصیرت شما را زیر سوال ببرند) وای بر این خود بصیرت بینی و زیرک بینی که رییس جمهورمان را نیز زمین زد. شما فکر میکنید آنقدر بصیرید و باهوش تا نظرات دوستان را که هیچ حتی دید سیاسی مجتهدین را نیز به همین راحتی زیر سوال ببرید؟!!
      امدوارم حسین ۹۲ همان آقا حسین (عمار) ۸۸ باشد که با قلمش نور بصیرت می گستراند
      دوست دارم نظرت را بخوانم
      محمد مهدی ۳۱ اردیبهشت ۹۲
      یا علی ع

    23. سلام
      نظرسنجی انتخابات ریاست جمهوری۹۲

      http://www.ns-92.blogfa.com

    24. طرفدارقالیباف /

      سلام
      خسته نباشید خداقوت
      همین الان تو نظرسنجی سایت صراط نیوز شرکت کن و به اونایی که طرفدار آقای قالیبافن و می تونن تو نظرسنجی شرکت کنن خبر بده همین الان سریع!
      التماس دعا
      یازهرا(س)

    25. سلام آقای یامین پور
      بالاخره دیشب اسامی نهایی تأیید صلاحیت شدگان اعلام شد و اسم آقای هاشمی در این بین نیست. چیزی که از همان دیشب به چشم می خورد تلاش حساب شده و گسترده ای است که از طرف طرفداران هاشمی برای تحت فشار قرار دادن رهبری آغاز شده است. از نامه افرادی مانند آیت الله حائری شیرازی تا نامه دختر حضرت امام (ره) و سفرهایی که به قم انجام می شود و … همگی نشان می دهد که طیف هاشمی تصمیم گرفته بدون اینکه درخواستی از هاشمی به رهبری ارسال شود، با فشار شخصیت ها و گروه های حامی هاشمی، رهبری را تحت فشار قرار دهد و تأیید صلاحیت هاشمی را بگیرد.
      به نظر می رسد در این برهه حساس جریان حزب اللهی و ولایتمدار نقش اساسی دارد که رهبری تنها نماند. امثال من که نه رسانه ای در اختیار داریم و نه تریبونی. امثال شما می توانید کاری انجام دهید. نکند به خاطر کوتاهی ما رهبری را مجبور به انجام کاری کنند که خودشان مایل نباشد!

    26. سلام داش وحید
      نکته خوبی رو اشاره کردید و به حق بود. متاسفانه نکته ای که وجود دارد این است که حزب الله متاسفانه اون اتفاق نظری رو که طیفهای دیگر و اتحادی که نفاق دارد را هنوز بدست نیاورده اند و تا کارد به گلویشان نرسد اکثرا داد نمی زنند. متاسفانه ریشه نفاق جدید چنان کرد و چنان گرد و غباری بلند شد که بسیاری از دوستان حزب اللهی ما همچنان گیج و منگ ۸۸ مانده اند و از حمایت های بی محتوای خود از دولت دهم دست برنمی دارند.

    27. سلام
      با ایجاد شبکه های وهابی انگلیسی جهت تخریب شیعه و سیاه نمایی علیه ایران برآن شدم با ایجاد وبلاگی سوتی ها و گاف های شبکه نور را منتشر کنم.
      وهابی نیوز

    28. خصوصی. سلام دکتر عزیز. همیشه برق نگاه و چهره ی خواستنیت تو ذهنم هست. چه اون موقع که تو تلویزیون کار می کردی، چه الان که باید تو سایت ها و وبلاگ خودت دنبالت گشت. اول از هر چیز، امشب اینقدر داغون بودم از دروغ های این نامرد حسن روحانی در گفتگوی ویژه ی خبری، که هرچی افتضاح تو جریان هسته ای داشت به افتخار تبدیل کرد! و به دروغ هم از حضرت آقا مایه گذاشت. در حالی که آقا در سخنرانی در جمع دانشجویان یزدی ۱۳/۱۰/۸۶ جواب همشون رو دادند. و ابراز نارضایتی خودشون رو اعلام کردند. دوست دارم اگه صلاح می دونید یه متن در این خصوص بنویسید. مطلب خیلی مهم دوم هم در خصوص داداش حسین قدیانی و مقاله ی آیا ارزشش رو داشت شماست، که باز بعدا مزاحمتون می شم. ممنون…

    29. سلام
      به نظر می رسد دغدغه های رهبر انقلاب را از زبان جلیلی میشنویم. شباهت یکی از سخنان سعید جلیلی با سخن۱۱ سال پیش رهبر انقلاب را در آدرس زیر ببینید
      http://yaasekabud.blogfa.com/post-79.aspx

    30. هیچ راهی بهتر از اعتدال نیست. بهترین امور حد وسط آنهاست. همچنین حضرت علی می فرمایند جاهل یا کند می رود یا تند. آقای یامین پور چرا دست از تندروی بر نمی دارید. اتفاقات این هشت سال برای شماها درس عبرت نیست…. مگر شما نبودید که سنگ آقای احمدی نژاد را به سینه میزدید…. بهترین نمونه طرز تفکر شما خوارجند که فرق امیرالمومنین را شکافتند… خدا لعنت کند روی سگ شما را که آدم نمی شوید

    31. همه عسل را به طعم شیرین و لذیذ می شناسیم اما کمتر از خواص درمانی آن اطلاع کافی داریم. این ماده غذایی ناراحتی های زیادی را درمان می کند به شرط این که طبیعی، ارگانیک، حاوی موم، شهد ،گرده زنبور و بره موم باشد.[گل]

    32. سلام دوستان عزیز
      از آنجایی که وهابیون مزدور چندی است به نام برادران اهل سنت در شبکه های ماهواره ای مشغول به تخریب شیعه هستند و کارشان ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی است، بر خود دیدم که علیه این شبکه های وهابی وبلاگی باز کرده و تا آنجا که از دستم بر می آید از اهداف و پشت پرده این شبکه ها و صاحبان آن ها بیش از پیش پرده برداری کنم.
      از شما دوستان عزیز هم می خواهم که بنده را در این راستا با مطالب و نظرات ارزشمند و بدون توهین خود یاری فرمائید.
      با تشکر آنتی وهابی

    33. از این متنی که نوشتید خیلی استفاده کردیم در واقع در جامعه ی امروز ما حتی درست مطرح کردن مشکلات خود گامی به جلو محسوب میشود وقتی حضرت آقا بارها از کلمه نظام سازی در مسائل مختلف صحبت به میان میاورند خود بیان گر این مسئله است که امروز بیشتر از آنکه ما به تکنوکرات احتیاج داشته باشیم نیاز به تئوریسین حزب اللهی داریم ما باید بتوانیم گزینه های درستی ارائه دهیم تا بتواند جایگزین گزینه های قبلی قرار گیرد وگرنه ما به ناچار به راهکارهای هر چند غلط گزشتگان برمی گردیم زیرا خود هیچ گونه راهکاری که برخاسته از اعتقاداتمان باشد ودر ضمن کاربردی،جامع و مدون باشد نداری

    34. دوست قدیمی /

      بیشتر به حقه بازی می مانی که هدفت خر کردن مردم با مقدسات است .
      نتیجه کار اصول گرایان هم دیدیم ؟ تند رو تر از احمدی نژد هم بود ؟
      الان هم اقا یک نفر را که یه پا داره انتخاب کرده تا برینه تو باقیمانده زندگی ما .
      من بی ادب نیستم ولی از تو عصبانیم که کشور من را غصب کردی .

    35. دوست قدیمی /

      ایرادی ندارد ادم شیفته مذهب باشد ولی اگر بخواهد پول نفت را بدهد به هر کسی گه ادعای اسلام دارد وبقیه را گرسنه نگاه دارد ..درسته ؟
      ایا خداوند ار کافران بی خبر است؟چرا از انها انتقام نمی گیره و این را می گذارد برعهده ما ؟
      من باور نمی کنم مذهب اینی باشه که شما می گویید .
      حتی یک مورد پیدا نکردم که مقدسات مستقیما دخالت کرده باشند .
      زندگی را با کیفیت پایین می پسندید .ایادر حکومت اسلامی امکان داره قاضی عادل و بی طرف پیدا کرد؟ مسلما خیر .زیرا قاضی متعهد به ولایت است .و هر کسی را که به نظرش بیاید حرفی زده محکوم می کند .

    36. سلام.آقا وحید خوشحال میشم نوشته های منو بخونی و نظر بدی

    37. ستاددانشجویی جلیلی در اذربایجان شرقی هرروز سربزنید

    38. آنچه جلیلی دارد و بقیّه کاندیداها ندارند ، افسرانی که با فرماندهی میدانی ، توده های عظیم اجتماعی را به حرکت در خواهند آورد.
      کسانی که در کار ستادی تبلیغاتی عملا درگیر بوده باشند ، می دانند که اصلی ترین فاکتور برای حرکت دادن توده های عظیم اجتماعی به سمت کاندیدایی خاصّ ، داشتن نیروهای میدانیِ پادر رکابی است که با دل و جان و با اخلاص برای کاندیدای خود تبلیغ نموده و خصوصیّات و ویژگی ها و برنامه هایش را به هر طریق ممکن به گوش جامعه برسانند.
      سخنرانی ، تهیه و پخش بروشور و عکس و زندگی نامه ، حضور در شهرهای کوچک و روستاهای دور افتاده و انتقال سینه به سینه باورهای قلبیِ این طیف به مردم کوچه و بازار ، وقتی گیرایی اش بیشتر می شود که این خیلِ عظیم ، نه تنها دستمزدی برای این کار نمی ستانند بلکه عمدتا – قربه الی الله – از جیب خودشان هم برای تبلیغات خرج می کنند .
      برگزاری سریع میتینگ تبلیغاتی چند نفره در حجره ها و سلف دانشگاه یا در صف های نانوایی و سر کوچه ها و جمع های خانوادگی ، از فعالیت های روزانه این جوانان پرشور بوده و هدایت نمازهای جماعت و طرح های صالحین و جلسات بصیرت افزایی و تجمّعات دانشجویی و سفرهای گروهی و تکی به اقصی نقاط کشور برای تببین مبانی و مصادیق مورد نظرشان ، از خصوصیّت دیگر این تکلیف مداران پرانرژی است .

      این چهره های کاریزماتیک (دانشجویان محبوب و طلبه ای دوست داشتنی و بسیجیان ساده پوش) وقتی با شور و اشتیاق در میان مردم حاضر می شوند و با صفای باطن منحصر به فرد خود ، زود گرم گرفته و میدان داری می کنند ، شما به این باور می رسید که اینان موتور محرّکه ای هستند که با گرفتن انرژی از منبعی قویّ و انتقال آن به چرخ های جامعه ، توده های اجتماعی را به حرکت در خواهند آورد. با عبارت فلسفی تر ، احتمالا این نیروهای فیزیکی ، اسباب زمینی برای تاثیرات متافیزیکی هستند . و شاید این بیان ناقص ما ، ترجمه ای از عبارت رهبر معظّم انقلاب باشد که فرمود : ” ما نمی دانیم که خداوند متعال دلهای مردم را به سوی چه کسی هدایت خواهد کرد “.
      حال وقتی شما به لیست هشت نفره کاندیداهای محترم نگاه می کنید و هوادران و حمایت کنندگان آنها را بررسی می کنید ، با احترام به همه شان ، برخی هایشان خیلی چیزها دارند ، مثلا سابقه عالی در قبل و بعد انقلاب ، سوابق دیپلماتیک قابل طرح ، سابقه نظامی و شهرداری ، مناصب نظامی و دفاعی ، سوابق نمایندگی و ریاست و وزارت ، و چند نفرشان هم قدرت بیان خوب و امکانات مالی میلیاردی و حمایت نمایندگان مجلس یا اشخاص ذی نفوذ داخلی و ماهواره ای و …… را دارند ، اما آنچه شاید نداشته باشند ، چیزی است که دکتر جلیلی دارد ، و آن نیروهای پرشور بی شماری است که بر حسب وظیفه و تکلیف ، برای حرکت دادن به توده های اجتماعی بسیج شده اند و احتمال دارد با پرشور تر شده فضای انتخابات ، شب و روز را از هم نشناخته و به تبلیغات مشغول خواهند شد.
      اینان وقتی برای دریافت های احساسی خود حجّت شرعی مثل فرمایش آیه الله مصباح ها را نیز داشته باشند و معیارهای بیان شده مولایشان را به کمک پناهیان ها و سعید قاسمی ها به مصداق خود تطبیق بدهند ، بعید است کسی را یارای هم پایی با این سینه چاکان سینه سوخته باشد.
      پس با داشتن این جماعت ، بی راه نیست اگر بگوییم : جلیلی چیزی دارد که بقیه کاندیداها ندارند ، و همین ها در روزهای آتی باعث شتاب فزاینده رشد آرای جلیلی خواهند شد. فالله اعلم .

    39. متاسفانه آنچه از حزب الله در چند سال اخیر دیدیم یک رادیکالیسم بی منطق بوده است .مثلا آنجا که مانند شعبان بی مخ ها در اعتراض به سینما تشنج ایجاد کردند و ندانستند که با این کار فقط تبلیغ آن نوع سینما را میکنند.
      یا وقتی که با حمایت دولت دست به دیوار کشیدن در دانشگاه ها کردند و هرگز به یاد نیاوردند که امام خمینی با این کار به شدت مخالف بود.
      اساسا در سال های اخیر رفتار حزب الله هرگز پشتوانه ایدئولوژیک نداشته است

    40. با سلام خدمت جناب آقای یامین پور

      متن شما قابل تامل است اما به نظر بنده تحلیل مسائل سیاسی به واسطه نوع دیدگاه ما که بر پایه جمله معروف ( سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست ) می باشد، مبتنی بر تحلیل دقیقی از نگاه مردم و دولتمردان در عرصه دین و به تبع آن در عرصه فرهنگ خواهد بود و اگر مشاهده می شود که گفتمان عدالت در دهه ۸۰ از طرف مردم مورد مقبولیت واقع می گردد به سبب تطابق آن با آرمانهای انقلاب که همان آرمانهای دینی می باشد هست و چون پابرهنه های جامعه همواره به آن آرمانها پایبند بوده و هستند، آن گفتمان مورد اقبال واقع شد و با توجه به عنوانی که شما برای مقاله خود برگزیدید باید عرض کنم اگر کم اقبالی مردم در چند سال اخیر نسبت به داعیه داران گفتمان عدالت مشاهده می شود از جنبه های گوناگون است که یکی از آن موارد آن است که داعیه داران آن گفتمان از مبانی اولیه اندکی فاصله گرفته اند و این به معنای فاصله گرفتن مردم از گفتمان عدالت نیست بلکه همواره مشاهده شده است که مردم با تیزهوشی افرادی را که فاقد ارزشها هستند پس زده اند نه اصل ارزش را و این موضوع را حتی در دهه ۷۰ نیز می توان مشاهده نمود و آن اینکه دولت اصلاحات اگر توانست با رای خوبی پا به عرصه بگذارد به علت پایبندی مردم به ارزشهای فرهنگی و دینی بوده است که در آن دوران آزادی نطق و اندیشه مصداق بارز آن بود و این سخن که تحولات فعلی سبب خواهد شد ما به سمت دولت تکنوکرات حرکت کنیم با توجه به سابقه این مردم در دقدقه فرهنگی داشتن خیلی صحیح نخواهد بود و امید است که این گونه نیز باشد چرا که اقتصاد نیز در پرتو آرمانهای مقاومت رشد خواهد کرد

    41. خداحافظی گام به گام با آرمان های امام

      تحلیلی از میلاد ذوالفقاری بر برنامه موسیقی محور «هفت ترانه»شبکه شما

      وقتی در اوایل انقلاب بحث مجانی کردن آب و برق مطرح می شود ، امام خیلی ساده جواب می دهند که ما برای مجانی کردن آب و برق انقلاب نکرده ایم ، شاید از همین نکته عمق تفکر استراتزیک امام را فهمید که چگونه سعی در مهندسی انقلاب برای مقدمه سازی ظهور دانست.

      اما ظهور در گرو آماده بودن جامعه بشری برای چشیدن طعم عدالت مهدوی است که همان آرمان بزرگ انقلاب اسلامی است. اگر باز دقتی دوباره در مجموعه وصایا و کلام ها های امام داشت . سعی این عالم بزرگوار بیشتر در مفهوم سبک زندگی تجلی می یابد. سبک زندگی در همه احوال آماده ظهور باشد،سبک زندگی که تشنه شهادت و آرزوی مبارزه د اشته باشد، سبک زندگی که آرمانگرای واقع گرا باشد ، سبک زندگی که در همه جا و همیشه در صحنه های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی آماده باشد و در کل سبک زندگی که رنگ آن ،رنگ الهی باشد.

      این سبک زندگی به فردیت آدمی ختم نمی شود و در صحنه های اجتماعی آدمی نیز حضور فعال دارد و به زندگی انسان جهت می دهد .

      امام خود یک نمونه کامل از این نوع سبک زندگی است ، سبک زندگی که در تمام احوال متوجه حضور در درگاه الهی است و امام بارها به بیان شاخص های ان میپردازد،شاخص هایی که با پر رنگ کردن آنان میتوان به جامعه مهدوی نزدیک تر شد.

      موسیقی یکی از این این شاخص ها در حوزه فرهنگ و رسانه است و در سخنان امام تجلی مییابد. امام در کلام خود هیچگاه بحث حلال یا حرام بودن موسیقی را هیچ گاه در اولویت اول قرار نمی دهد بلکه آنچه را که در اولویت اول قرار میدهد بحث سرگرم شدن انسان به مادیات دنیایی و دور شدن از آرمان ها و اهداف الهی و عدم تفکر و اندیشه بوسیله موسیقی است.

      او در اوایل انقلاب هشدار جدی مبنی بر اهمیت فراوان تلویزیون جمهوری اسلامی به موسیقی میدهد و مسئولان رسانه را از پخش فراوان موسیقی انذر میدهد.

      با حسرت فراوان باید گفت که از مسئولان رسانه کسی به طور جدی به هشدارها توجهی نکرد و هیچگاه حرکت جدی و موثری برای این هشدار صورت نگرفت ، همین بی توجهی مسئولین رسانه باعث شد که برنامه سازان برنامه ای رسانه گام به گام قبح این مساله را بشکنند و مشروعیتی برای این مساله درست کنند .

      از آخرین نمونه های این مساله برنامه «هفت ترانه» شبکه شماست.هفت ترانه برنامه ای است که هر روز اول شب از شبکه شما پخش می شود و بینندگان باید از میان هفت ترانه و خواننده یکی را به عنوان ترانه و خواننده برتر انتخاب کنند همین یعنی یک فرصت بزرگ برای ذبح کردن فرهنگ اسلامی در جامعه است . خوانندگانی که بیشتر در ساعات تحویل سال ترانه ای از آنان پخش میشد حال فرصت بزرگی دارند که یک برنامه خاص در خدمت انان باشد .

      هفت ترانه فقط با این بهانه اقدام به پخش انواع موسیقی های زننده و حرام میکند که خواست بینندگان است و با همین بهانه حکم شرع را از ریشه میزند.

      حال باید نوک انتقادات را بسوی مسئولان رسانه برد که چگونه برنامه ای با این شوق و ذوق پخش میکنند ولی جشنواره مردمی فیلم عمار را بایکوت میکنند و برای سوریه ، بیداری اسلامی،تحریم های علیه ملت برنامه ندارند و نوک دیگر انتقادات بسوی خودمان است و وای برما که حرام های الهی را کمرنگ کردیم.

      منبع:

      شــهاب۳ (وبلاگ شـخصی میــلاد ذوالفقاری)

      http://miladzolfaghari.blogfa.com/post/2

    42. جناب وحید خان سلام
      مطمین هستم اگر جنابعالی هم دغدغه معیشت و هزینه زندگی داشتی اینهمه قلم فرسایی نمی کردی . شاید پیش توجیه کنی جامعه اندیشمند و جامعه شناس و از این دست میخواهد ولی نیک میدانی که چه هستین و به چه می اندیشین !!!
      و باز مطمئن هستم روزی نام شریف شما هم در لیست های پاداش کلان از لیست هایی مانند سازمان تامین اجتماعی که از گوشت و خون کارگران زحمتکش است بیرون می زند !!!
      ولی شاید حلال و حرام برای امثال ما است و شما ترازوی اعمال ندارین .
      آری درون پرده بسی فتنه می رود
      تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

    43. من یه فارغ التحصیل رشته زیست هستم بیکارم ولی انقدر عزت و شرف دارم که حاضر نباشم به خاطر شکمم تن به هر خفتی بدم . اگه روزی چیزی برا خوردن پیدا نکنم مثل اهل بیت علیهم السلام روزه می گیرم و با آب افطار می کنم ولی حاضر نیستم آقایون ریش پروفسوری برن ژنوهویت و ناموس و اختیار مملکت رو بدن دست آمریکا وسگ نگهبانش .مطمئن باشید شمایی که میگید احمدی نژاد گلی به سرتون نزده روحانی خاک تو سرمون نکنه دست بردار نیست.

    پاسخ دادن به azad لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    + 6 = 11