دفاع از پناهیان

۱۳۹۱/۰۷/۰۳ دفاع از پناهیان

دفاع از پناهیان
و جمع کردن بساط تدریس دموکراسی در دانشگاه ها

چندی پیش حجت الاسلام علیرضا پناهیان در نشست هم اندیشی مسئولان و اعضای فعال سازمان دانشجویان جهان اسلام، با اشاره به جنبش وال استریت، دموکراسی را دروغی بزرگ خوانده و از دانشجویان خواسته است که اجازه ندهند سرفصل های دموکراسی در دانشگاهها تدریس شود. به همین مناسبت یک سایت خبری در یادداشت اولش با ادبیاتی پر از طعن و متنی پر از مغالطه سخنان پیش گفته را نقد کرده است. متن پیش رو نقدی بر این نقد است:

۱٫ نخستین طعن و اتهام نویسنده ی این یادداشت، بی توجهی و بی اعتقادی به قانون به عنوان یکی از خصیصه های «راست رادیکال» است و خطاب آقای پناهیان به دانشجویان ونه «از وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر نهادهای مربوطه» دلیل این ادعا عنوان شده است. این مغالطه نیاز به پاسخگویی ندارد چه اینکه در میان بیانات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری خطاب های متعددی به دانشجویان و سایر اقشار وجود دارد درحالیکه به نظر می رسد با این استدلال باید رهبری انقلاب فقط از مراجع قانونی مطالبه می کردند. بطور مثال بیاد بیاورید نامه ی تاریخی مقام معظم رهبری به تشکل های دانشجویی در آبان ۸۱ را که از دانشجویان می خواهند در مقابل فساد ساکت نبوده و مطالبه گری را در سرلوحه برنامه های خود قراردهند؛ معظم له پس از مطالبه ی آرمانی عدالت از دانشجویان «در کنار آن» از دستگاه قضا نیز پیگیری امور را مطالبه می کنند. بنابراین بالا بردن مطالبات آرمانی از دانشجویان یا عموم مردم طبعاً منافاتی با پیگیری امور از مراجع تصمیم گیری، سیاست گذاری یا قانونی نداشته و بلکه در یک نظام مردم سالار تربیت عمومی مردم به عنوان زمینه های تحقق و پیگیری قوانین اتفاقاً ضروری است.

۲٫ دومین اشتباه نویسنده ی این یادداشت خلط میان مباحث کلاسیک سیاسی و تشویق به ترویج فرهنگ دموکراسی خواهی امریکایی است. روشن است که حساسیت جناب پناهیان و دیگر اساتید متعهد چندان ربطی به تاریخ سیاسی و یا آشنایی با آراء متفکران غربی ندارد که ناظر به ترویج فرهنگ نسبی گرایی امریکایی و دروغ های پیچیده در الفاظ آکادمیک است. صرف نظر از این مغاطه معلوم نیست که نویسنده ی یادداشت به بهانه ی دفاع از انقلاب اسلامی چگونه تذکرات مداوم مقام معظم رهبری را در اسلامی کردن علوم انسانی و ابراز نگرانی های جدی ایشان درباره ی محتوای غیراسلامی متون و سرفصل های رشته های علوم انسانی را نشنیده اند یا نشنیده گرفته اند و مگر مهمترین انحراف در این متون بخصوص متون و سرفصل های رشته علوم سیاسی مربوط به القاء مطالب منقضی شده و تاریخ مصرف گذشته ی روشنفکران قرن هجده و نوزده غرب نیست؟ مگر شخص مقام معظم رهبری در نیمه دوم دهه ی هفتاد زمانی که کلمه ی «دموکراسی» از دهان رئیس جمهور رفرمیست و همراهانش نمی افتاد، با صراحت رسانه ها را از بکار بردن این لفظ منع نکرده و لفظ «مردم سالاری اسلامی» را جایگزین نکردند؟ و مگر امروز محقق و متفکر دقیق و قابل اعتنایی هست که نداند چسباندن مفاهیم سابقه داری چون «دموکراسی»، «توسعه» و … که اقتضائات فلسفی و تاریخی روشنی دارند، به پسوند «اسلامی» رفتاری بی منطق و پارادوکسیکال است؟ بنابراین نویسنده ظاهراً نه معنای دموکراسی را درست می داند –که آنرا «آرمان» معرفی می کند- و نه از بنیادهای فکری امام راحل (ره) آگاهی دارد که ایشان را به استقرار نظام جمهوری اسلامی بر «دموکراسی» متهم می کند. این در نوع خود توهین بزرگی به امام راحل(ره) و جمهوری اسلامی است.

۳٫ مغالطه ی ساده انگارانه ی دیگر این یادداشت درباره ی مواضع ضد انقلاب است که نظام اسلامی را غیردموکراتیک می خوانند. در این یادداشت آمده: « اگر دموکراسی این قدر منفور و نامطلوب است، پس کسانی را که بی مزد و مواجب، ایده غیردموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی را تبلیغ می کنند و در این باره سخنرانی کرده و بیانیه منتشر می کنند، نه تنها نباید مجازات کرد بلکه باید پاداش هم داد!» عجیب است که نویسنده نمی داند داعیه ی کسانیکه به آنها اشاره می کند، استبدادی بودن جمهوری اسلامی و منکوب کردن آن دربرابر مدل امریکایی است و اتفاقاً درگیری ما دقیقاً با ساده اندیشانی نظیر همین نویسنده است که بدون توجه به معنای دقیق الفاظ از آنها نابجا و جابجا استفاده می کنند. جهل نویسنده اینجا آشکار می شود که پدیده های سیاسی روز را دقیقاً در پارادایم امریکایی تحلیل می کند و عبور از این پارادایم را «جهل» می داند و بجای اشاره به اسلامی بودن جنبش ها می نویسد: «الان که پدیده سیاسی “گذار به دموکراسی” در جهان رایج شده و دموکراتیک شدن حکومت ها، مساله ای اساسی در دنیای امروز است، پرهیز از تدریس متون مربوط به دموکراسی در دانشگاههای ایران، چه فایده ای دارد؟ آیا با “ترویج جهل” می توان گره ای از کارهای فروبسته گشود؟» بنابراین نویسنده ی این یادداشت را توصیه می کنیم به جملات شفاف رهبر معظم انقلاب دراشاره به وضعیت ناگوار روشنفکر زدگی و غرب زدگی در استفاده از علوم و تعابیر مراجعه کنند. از جمله: «بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه‌‌هائی هستند که مبنایش مادی‌گری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی‌‌اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزش‌های خودمان را در قالب‌های درسی به جوان‌ها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست»*

۴٫ نکته ی دیگر اینکه نویسنده که مدعی وفاداری به تعابیر و ادبیات آکادمیک است نمی داند جناب پناهیان و دیگر منتقدان دموکراسی را نباید «راست» بخواند در حالیکه حتی دانشجویان دوره کارشناسی علوم سیاسی هم می دانند که «راست» در معنای آکادمیک و دانشگاهی اش –که نویسنده خود را به آن پایبند نشان می دهد- اتفاقا مدعی دموکراسی امریکایی است و نه منتقد یا مخالف آن. این اشتباه ساده از اینجا ناشی می شود که امثال این نویسنده نمی خواهند صورتبندی های جدید سیاسی را بپذیرند و تلاش دارند در رفتاری تبلیغاتی از خلط مفاهیم رایج ، بهره برداری سیاسی کنند. وگرنه کیست که نداند سالهاست تعابیری چون «راست» و «چپ» ظرفیت خود را در توصیف فضای سیاسی روز از دست داده اند و این البته در مخالفت و نقد تند و شفاف کسانی چون پناهیان نسبت به چهره های سنتی جناح راست که از هم پیمانان اصلاح طلبان شده اند نیز آشکار است.

۵٫ دست آخر به نظر میرسد جملات توهین آمیز پایانی این یادداشت بجای آنکه نیاز به پاسخگویی داشته باشد نیاز به توصیه ی اخلاقی دارد. اینکه یک نویسنده بی نام و نشان، یک استاد شناخته شده ی حوزه و دانشگاه را از «فضل فروشی» برحذر می دارد و به «خموشی» توصیه می کند و یک دغدغه ی دانشگاهی را با «بالا رفتن از نردبان قدرت» اشتباه می گیرد، صرفا یک بی ادبی رسانه ایست که نیاز به توبه و حلالیت طلبی از طرف او دارد ونه یک پاسخ استدلالی و دانشگاهی.

*دیدار با جمعی از اساتید دانشگاه‌ها، ۸/۶/۸۸٫

    ۹ دیدگاه ثبت شده

    1. ایکاش همه مثل آقای پناهیان بودند …………..

      • سیدحمزه /

        ای کاش…
        آقای پناهیان خیلی دوست داشتنی هستند. خدا حفظشون کنه
        خدا دکتر یامین‌پور رو هم حفظ کنه که به دفاع از استاد پناهیان مطلب با ارزشی را مطرح کرده‌اند.

    2. ای کاش همه مثل تو بودند :ُِِ)

    3. سلام
      ای کاش کمی هم به موضوع تبرئه ی منصور ارضی و به زندان محکوم شدن طلبه های بروجردی می پرداختید جناب آقای یامین پور!
      کجای کارید؟

    4. فریدون /

      ما جنوبی ها آنقدر جنوبی هستیم که فکر می کنیم اون بالا نشین ها دنبال حق و حقیقتند و همیشه پس از آنکه با کله خودمان را فدا کردیم تازه شاید متوجه شویم پتوی ملا کجا رفته! برادر من، بحث روی مردم سالاری و دموکراسی نیست. نکته اینجاست که کدام لغت بیشتر توجیه کننده وضع موجوده! حالا تاریخ کدام دموکراسی گذشته است؟ قرن ۱۸ که از قرن صفر جلوتره! حالا فرض کن دانشگاه را از مفاهیم غربی خالی کردی با چه پر می کنی؟ با اندیشه افرادی امثال خودت؟ یا رسایی؟ یا شریعتمداری؟ یا حسینیان و فلاحیان و دیگر دوستان یوگی؟ برادر یامین، از من می شنوی چند رمان خوب بخوان و آخر شب ها تنها توی اتاقت بشین و به مردمی فکر کن که آه می کشند و جرات نمی کنند صورت فرزندشان را ببوسند چون می ترسند روی شان باز شود از آنها عروسکی چیزی بخواهند!!! شب خوش!

      • محمد /

        یه مغالطه مضحک که میخواد اشتباهات رو بندازه گردن اسلام.دانشگاه را خالی کردن فایده ندارد . ظرف دانشگاه ظرفی برای احکام اسلام نیست . نگاه اسلام نظام سازی بر اساس اسلام میخواهد . اگر این دین دین خداست پس ما وسیله ایم. نترس ساخته میشود آنطوری که تا بحال ساخته شده . با اندیشه های نابی هم پر میشود اندیشه های از جنس امام خمینی و امام خامنه ای از جنس صاحب جواهر و سید رضی . شما پاسخگویی تعفن افکار خودت باش

      • مسخره بود واقعا شب خوش

    5. امین /

      خیلی جالبه.
      چرا دموکراسی خوبه؟ چون تو دنیا رایجه.
      چرا سیستم اقتصادی ما هم باید بر اساس مصرف گرایی باشه؟ چون دنیا اینجوریه.
      چرا سیستم آموزشی ما باید به این شکل باشه؟ چون دنیا اینجوریه.
      خوبه حداقل سیستم سیاسیمون تقلید محض از غرب نیست و چیزی به اسم ولایت فقیه داره.
      باید تابوها رو تو دنیای امروز شکست. باید حرف دین رو زد. نه حرف یه سری شهوت پرستو

    ارسال دیدگاه شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    + 9 = 14