سبک زندگی (۱)

۱۳۹۱/۰۸/۱۱ سبک زندگی (۱)

اشتغال زنان منافی با سبک زندگی ایرانی-اسلامی است

 

در خانواده با خنثی کردن اثر محوری مرد و متزلزل کردن جایگاه او، بی تعهدی به همسر افزایش می یابد.
تحقیقات نشان می دهد:
بسیاری از مردان برای تسکین ناراحتی های ناشی از تحقیر شدن توسط همسرشان به سمت زنان دیگر سوق پیدا می کنند. مردانی که کمتر از همسرانشان درآمد دارند ۵ برابر بیشتر به سمت ارتباط با زنان دیگر گرایش دارند و از طرفی زنانی که به همسرانشان وابستگی مالی دارند، تا ۷۵ درصد بیشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار می مانند.

از طرفی احساس وفاداری مرد به خانواده و احساس فداکاری او برای همسرش با میزان وابستگی همسر به او نسبت مستقیم دارد. یعنی هرچه زن به مرد بیشتر اتکا کند، احساس وفاداری شوهر و فداکاری او برای خانواده بیشتر می شود و بالعکس.
نتایج آخرین تحقیقات درباره ی علل طلاق در ایران نشان می دهد علیرغم اینکه حق طلاق در قوانین با مرد است، ولی میزان درخواست طلاق توسط زنان(۴۸ درصد) بیش از دو برابر درخواست طلاق توسط مردان(۲۳ درصد) است!

البته نگران کننده ترین بخش ماجرا طلاق های توافقی(۲۹ درصد) است که اتفاقا بیشتر در خانواده های تحصیل کرده و زنان شاغل جریان دارد. به نظر می رسد این نمونه از طلاق های که ناشی از تحول ادراک هویتی است با اشتغال زنان نسبت مستقیم دارد.

شاید برخی تصور کنند اشتغال زن او را در موقعیتی مساوی با مرد قرار می دهد، این در حالیست که بجای تساوی، “تشابه” اتفاق می افتد. تشابه موقعیت زن و مرد نتیجه ای جز فشار مضاعف به زن ندارد. در واقع با مشابه شدن موقعیت زن و مرد تکالیف خاص زنانگی از بین نمی رود بلکه به تکالیف قبلی اضافه می شود. مثلا مادری و مدیریت خانه از اموری است که از عهده ی مرد خارج است. به این معنا که اساساً ویژگی های فیزیولوژیک و روانشناختی مردان چنین امکانی را به او نمی دهد. حال اگر بگویید که زنان را هم بخاطر موقعیت مشابه با مردان از این امور معاف می کنیم طبعا از سبک زندگی ایرانی-اسلامی فاصله گرفته اید چراکه زن در تربیت و فرهنگ اسلامی اصالتاً همسر و مادر است و نه یک کنشگر اجتماعی؛ و اگر بگویید زن علاوه بر حضور فعال اجتماعی وظایف اختصاصی اش را هم انجام دهد نتیجتاً او را به تکلف و زحمت دوچندان انداخته اید.

بنابراین روشن است که اگر قائل به گسترش سبک زندگی ایرانی- اسلامی باشیم باید اموری را که اصالت دارند از اموری که بالعرض و اقتضائی و از سر اضطرار اند تفکیک کنیم.

اشتباه دیگر این است که برخی اشتغال زنان را جزء “حقوق” می دانند. یعنی می گویند این “حق زن” است که شاغل باشد. این مغالطه ای است که میان حق و تکلیف ایجاد شده است. مثلا سربازی رفتن یا جهاد کردن تکلیف است، چرا هیچ فعال حقوق زنی میتینگ برگزار نمی کند که سربازی برای زنان هم اجباری شود؟!

اشتغال هم تکلیف مرد است. در واقع زن واجب النفقه است. یعنی مرد مکلف به کسب درآمد برای مدیریت اقتصادی خانه در برابر حضور زن در منزل است. زن هیچ تکلیفی به کسب درآمد ندارد و اگر هم درآمدی کسب کند به هیچ وجه الزامی به خرج کردن آن در امور جاری زندگی ندارد. این یک موازنه حقوقی است. زن می پذیرد که در خانه ی مردی به عنوان همسرش حاضر باشد و مرد هم مکلف است که تمام مخارج زندگی او را اعم از خوراک، پوشاک، بهداشت و… بپردازد.

این موازنه در نظام های حقوقی دیگر صورت دیگری دارد. مثلا زن در فرانسه فقط واجب النفقه نیست. بلکه مرد هم واجب النفقه است! یعنی زن و مرد شریک زندگی نیستند بلکه شریک تجاری و جنسی اند. این هم نوعی موازنه است. به این صورت که اجازه ی اشتغال زن بدست همسرش نیست در عوض واجب النفقه هم نیست. زن در فرانسه اصالتا یک کنشگر اجتماعی مانند مرد است. بنابراین درمورد شیوه ی همسری یا مادری ، خودش تصمیم می گیرد. از طرف دیگر او چون از طرف شوهرش پشتیبانی اقتصادی نمی شود همیشه با نگرانی از آینده اش ترجیح می دهد فرزندی نداشته باشد و به اشتغالشان بیش از مدیریت زندگی خصوصی شان متعهد باشند. مردها هم طبعا تصمیم می گیرند بجای ازدواج که آنها را به هر ترتیب به تعهداتی پایبند می کند، زندگی های غیرمتعهدانه با زنان را برگزینند. به این ترتیب طبق آمار در فرانسه غالبا بجای ازدواج ، کنکوبیناژ اتفاق می افتد. کنکوبیناژ نوعی زندگی زناشویی خارج از تعهدات حقوقی و مذهبی است. یعنی زن و مرد برای مدتی پارتنر های خود را انتخاب می کنند و نیاز های جنسی شان را برآورده می کنند و بعد هم مطابق تذوق و تنوع طلبی شان تغییرش می دهند.

حرف هایی که گفتیم دو نوع سبک زندگی است؛ دریکی زن اصالتاً همسر و مادر است و بنا بر اقتضائاتی حضور اجتماعی اش مشابه مرد می شود، و در دیگری زن اصالتاً مشابه مرد یک کنشگر اجتماعی است با همان نقش ها، و نقش های اختصاصی و تخصصی زنانه را وا می گذارد.

ممکن است برخی ما را به واقعیت های امروز جامعه توجه دهند که مردان ایرانی هم مشابه مدل های فرانسویشان از زنان سوءاستفاده می کنند. نمونه های غیرمرغوب برای همه ی استدلال ها دردسر سازند. ولی نکته ی مهم این است اتفاقا همین نمونه های غیرمرغوب وطنی بیش از همه چیز ناشی از توسعه ی سبک زندگی غیر ایرانی متولد شده اند. بد نیست توجه کنیم که اتفاقا نمونه های غیرمرغوب بیش از دیگران طرفدار حضور پررنگ و بی قاعده ی زنان در نقش های مردانه و ترک خانه هستند. چون به این ترتیب زمینه ی سوءاستفاده های مردانه بیشتر فراهم می شود.


 

پ ن ۱: این موضوع را در رساله ی دکتری ام بطور مفصل مطالعه کرده ام. منابع هم همانجاست. انتظار ندارید که همه ی بحثها و نمودارها و منابع را یکجا در یک متن وبلاگی بنویسم! نوشتم که ان شاءالله سرآغاز یک تامل برای اهلش باشد.

پ ن ۲: کلا از حالا به بعد هر از گاهی بخشهایی از رساله ام را بطور بسیار خلاصه منتشر می کنم. موضوع اصلی رساله اتفاقا ناظر به حوزه سبک زندگی جوانان ایران معاصر است.
پ ن ۳: لطفا در خصوص همین موضوع بحث کنید نه موضوعات دیگر. طبعا من درباره ی موارد ضروری اشتغال زنان مثلا مشاغل خاص زنان یا زنان سرپرست خانوار یا … حرف نزدم. حرفم این است که اشتغال زنان اصالت ندارد بلکه خلاف اصل است و دلیل لازم دارد.

    ۲۹ دیدگاه ثبت شده

    1. مبارک باشه سایت ، خیلی خوب و قشنگ .
      واقعا لازم بود دیگه یه جای همیشگی داشته باشید .

    2. موشه کور /

      عجب داستانیه این داستانه زندگی زن و مرد ،
      نسخه نمیشه پیچید برای زندگی مردم ، هر کس یه شرایطی داره تو زندگیش که طبق اونا تصمیم میگیره چه کار باید کنه .

    3. ناصح مشفق /

      بسمه تعالی
      تحلیل زیبایی بود.

    4. تمام تجزیه وتحلیلتون بجا و درسته و دقیقا به عنوان جنس مونثی که درگیر محیط کار و اجتماع بوده ام همه رو درک کرده ام. آسیب های زیادی از وجوه مختلف در هنگام اشتغال به زن وارد میشه و نهایتا به این نتیجه رسیدم بسیاری از مشاغل به هیچ عنوان مناسب شرایط روحی زنان و وظایف مهمتری که خداوند بر عهده ی زنان گذاشته نیستند. دانایی و تحصیلات بالا برای زنان بسیار لازم و ضروری است که در فرصت های مقتضی باید از آنها استفاده بشه.اعتقاد دارم دستورات اسلام درمورد سبک زندگی اسلامی کاملا دقیق و بجا مطرح شده.

      • سلام
        از مطالب خوب دکتر یامین پور و نظر زیبای شما مچکرم
        در مورد این جملتون:”دانایی و تحصیلات بالا برای زنان بسیار لازم و ضروری است که در فرصت های مقتضی باید از آنها استفاده بشه” میشه بفرمایید فرصت های مقتضی مثلا کجاها؟
        چون خودم با این مسئله درگیرم خواهش میکنم اگه راهنمایی ای دارید کمکم کنید.
        ممنوونم

      • محمد /

        سلام
        ممنون از دکتر یامین پور بابت تحلیل قشنگشون
        راجع به جمله ی صحیحه ی “دانایی و تحصیلات بالا برای زنان بسیار لازم و ضروری است که در فرصت های مقتضی باید از آنها استفاده بشه” خطاب به خانم مرضیه
        اگه دانایی و تحصیلات بالا محدود بشه به انتگرال سه گانه و معادله دیفرانسیل و خیلی از دروس تخصصی رشته های دانشگاه (بخوانید university) و حتی حوزه علمیه (کنکاش تخصصی علوم دینی و اجتهاد) و…
        واقعا این ها مورد نیاز خانمی نیست که قصد نداره پا به پای مردها در جامعه نقش بگیره
        اما علم معنای خیلی گسترده تری داره. اگه مرد مجبوره در یک رشته خاص تخصص پیدا کنه تا بتونه با اون شغل پیدا کنه، زن خیلی راحت میتونه دانشمند عمومی و مرجع خانواده برای هر دانشی باشه
        علوم دینی (اون اندازه ای که خود خانم و فرزندانش مفهوم و هدف اصلی زندگی دینی رو بدونن)؛ علم سبک زندگی؛ علم تغذیه و بهداشت و پزشکی در حد نیاز خانواده؛ دانش استفاده از رایانه ؛ اطلاعات عمومی ؛ علم روانشناسی؛ روانشناسی کودک؛ عبرت های تاریخ؛ مردم شناسی و جغرافیا؛ادب و هنر و خیلی علومی که فکرش رو هم نکردیم.
        همچنین خیلی از دروس دانشگاهی مثل فیزیک و شیمی و برق و مکانیک و… در صورت علاقه میتونه مطالعه بشه اما نه به صورت تخصصی و عمیق و پر مشقت در یک رشته خاص، بلکه همه ی این علوم با آسودگی و به صورت کلی مطالعه بشه صرفا جهت بینش و علاقه شخصی.
        یکی از مزایای زن بودن نسبت به مرد بودن اینه که میتونی بدون دغدغه ی پول درآوردن و… زگهواره تا گور دانش بجویی

    5. سلام و تشکر
      این که اشتغال برای مردان تکلیفه درست اما حضور در صحنه اجتماع و تاثیرگذاری در اون هم برای زنان به عنوان تکلیف عنوان شده. اما نقطه کور اینجاست که “حضور و تاثیر گذاری” با “درآمد و اشتغال صرف” اشتباه گرفته میشه. تاثیر در اجتماع لزوما با حضور فیزیکی مرتفع نمیشه. چه بسا خانم استاد دانشگاهی که شش روز از هفته در دانشگاه مشغول تدریسه و کوچکترین تاثیر و جهت دهی بر مخاطبش نداره، و چه بسا خانمی که از داخل پستوی خونه خودش کتابی رو مینویسه که باعث ایجاد یک موج عظیم و ماندگار میشه..

      • محمد /

        دقیقا
        یکی از روش های تاثیرگذاری همون کتاب نوشتن و کار علمی و فرهنگی کردن
        یک تاثیر خیلی بزرگی هم میتونه توی جامعه داشته باشه
        چقدر انسان موفق و تاثیرگذار در جهان میشناسیم که تمام موفقیتشون رو مدیون تربیت خاص مادرشون هستن؟
        و چه مردهای بزرگی که مفقیت رو مدیون همسرشون هستند
        از دامن زن مرد به معراج رود

    6. تبریک برای سایت، از صفحه تون تو گوگل پلاس سایت رو پیدا کردم زدم روی لینکتون دیدم فیلتره یه لحظه خیلی عصبانی شدم ولی بعد دیدم لینک گوگل پلاسه که فیلتره نه سایت
      سوال: در این رساله تون راجع به اینکه چند درصد از دانشجویان مونث شاغل میشن یا میخوان بشن هم تحقیق کردین؟
      اخه به نظر میاد میان که شاغل بشن ولی نمیشه به صورت بدیهی گفت

    7. احسنت
      بسی لذت بردم، نکات جالب و دقیقی به همراه داشت.

    8. امید که این دست نقدها بر روح مدرنیته حاکم شده بر پیکره اجتماع ما مورد توجه تک تک اعضا جامعه و مسئولین تبلیغ کننده قرار بگیره. با تشکر

    9. زن و ریاست:

      سوال این است که هدف از انتخاب زن برای ریاست ومسئولیت چیست؟

      یا جواب این است که هیچ مردی را بهتر از فلان زن در محیط وشهر وجامعه پیدا نکرده ایم که در فلان اداره یا انجمن وتشکیلات بگماریم که حرفی است اغراق آمیز وغلط ویا جواب این است که همردیف و مثل زن از نوع مرد وجود دارد لکن ما می خواهیم ثابت کنیم که زن می تواند

      جواب:

      ۱-بین توانستن ونتوانستن و ومی باید ونمی باید فرق است

      بحث این است که اینکه سپردن ریاست به زن طبق روایت وعرف اسلام مکروه است از باب این نیست که زن نمی تواند بله اکثر زنان ضعیفند ونمی توانند اما اگر یکی دو زن هم پیدا شوند که مثل مرد مدیریت داشته باشند باز هم می گوییم تا مردی هم سطح او وجود دارد دلیلی ندارد که ریاست ها ومسئولیت های اجتماعی به زن واگذار شود ومرد ان زنان را بر خود ولی وقیم کنند چرا که این ترجیح بلا مرجح است (الرجال قوامون علی النساء) هر کار توانستنی بایستنی نیست وقتی که خدا ریاست خانواده که پایین ترین نظام جامعه است را به مرد داده به نحو اولی ریاست در یک مسئولیت اجتماعی یا سیاسی که بسیار پیچیده تر از مسئولیت خانواده است از آن مرد خواهد بودچگونه ریاست در خانواده حق مرد است ودر اجتماع زن ومرد در این امر مساوی اند؟

      ریاست زن بر زن اشکال ندارد واین درست همان فلسفه امامت جماعت وقضاوت را دارد زن بر زن می تواند امام شود ولی بر مرد نه در قضاوت نمی تواند قرار گیرد زیرا تابع احساسات است ( پس در ریاست هم مانند مرد نخواهد بود) اینها جزو اصول لایتغیر اسلام است ومربوط به تمام اعصار وشرایط می باشد وریشه در ساختارهای فطری وماهوی بین این دو دارد(ولیس الذکر کالانثی) زن نزد خدا دوست داشتنی تر از مرد ومرد نزد خدا محترم تر از زن است بنابراین هر امری که در واقع هتک احترام وادب زن نسبت به مرد محسوب شود جایز نخواهد بود که مسلما ریاست زن بر مرد از این نوع است حتی در فقه ما آمده که اگر در یک اطاق زنی جلوتر از مرد ایستاده باشد ونماز بخواند نماز او باطل است این اهتمام شریعت را نسبت به مسئله احترام زن به مرد می رساند

      ۲- درسپردن مسئولیت به فرد ، تنها مدیریت شرط نیست بلکه ابهت واقتدار نیز شرط است که معمولا زنان از این مسئله بهره شان کمتر از مرد است وغرور مرد نیز اجازه فرمانبرداری کامل را از زن نمی دهد واکثر مردان این مسئله را برای خود کوچکی وذلت می دانند
      حضرت علی علیه السلام می فرمایند : المراه ریحانه ولیست بقهرمانه ” زن ریحانه وگل است نه قهرمان ، قهرمان در لغت به معنی مدبر ومسئول است یعنی اینکه زن برای مدیریت و مسئولیت خلق نشده واز همه اینها معاف گردیده چون لطافت وجوهره انوثیت او با این مسائل تناسب وهارمونی ندارد

      حتی در محیطی که همه یا اکثر کارکنان آن زنند باز اولویت برای آن مسئولیت با مرد است زیرا اقتدار مرد محیط را بهتر می گرداند وزن نیز از مرد اطاعت پذیری بیشتر دارد تا زن

      مسلما تا ابهت کافی ولازم در کار نباشد زیر دستان حساب نمی برند علاوه بر این زن در هر جایگاهی که باشد همیشه عمده تعریفش در نظر مرد تعریفی جنسی است وهر قدر هم که جامعه پاک وسالم باشد این دید وتعریف و نگاه از بین نمی رودممکن است در غرب نه این نوع نگاه مرد به زن عیب باشد ونه زن از اینکه در چشم دیگران با این نوع جنبه ودید معرفی شود ابایی داشته باشد ولی در فرهنگ دینی ما این مسئله عیب وننگ است

      در اسلام شان وشخصیت زن ومردبر اساس تقوا در یک ردیف است اما لازمه این مسئله تساوی در تمام امور نیست که بگوییم چون می خواهیم به زن احترام بگذاریم بیاییم به او مسئولیت وریاست بدهیم این دو هیچ لازم وملزوم یکدیگر نیستند ولازمه شان وشخصیت وکرامت رئیس یا مرئوس بودن نیست بعضی به غلط گمان می کنند بحث تساوی زن ومرد در دکترین اسلامی به معنی عدم وجود تفاوت است در حالی که این تساوی به معنی عدم وجود تبعیض است نه تفاوت حال مصادیق تبعیض وتفاوت را خود اسلام بیان نموده وما هم موظفیم به آنچه اسلام گفته گردن نهیم چون اگر ما بخواهیم از پیش خود مصداق ومفهوم تعیین کنیم به دلیل عدم آگاهی وسیطره بر حقیقت وجودی زن و حکمتهای نهفته در نظام ذکوریت وانوثیت دچار خطا می شویم

      قرار گرفتن زن در مسئولیتها موجب تمایل وانحراف ذهن وجامعه زنان از وظیفه اصلی و فطری خواهد شد وبین آنان به جای توجه ورقابت در فضائل زنانگی رقابت در حضور بیشتر وبدون ضرورت در اجتماع ورسیدن به پست ومقام را ایجاد خواهد نمود وابعادی که در حقیقت برای زن فخر وحسن محسوب نمی شود به عنوان ارزش نمودار خواهد شد وبر عکس ابعاد ارزشی زنانگی کمرنگ تر خواهد شد آنچه امتیاز وارزش ذاتی محسوب می شود تقوی وعمل به هر وظیفه ای است که شریعت یا جامعه بر انسان تحمیل نموده چه اینکه فرد رئیس باشد یا مرئوس. رئیس رانه بر اساس جایگاه معنوی بلکه بر اساس صلابت و تجربه بر می گزینند ولو اینکه جایگاه معنوی او از زیر دست خود بسیار پایین تر باشد.
      منبع:
      http://tabsiir.blogfa.com/cat-45.aspx

    10. ریاست ارزشی ذاتی نیست :

      ریاست یک ارزش ذاتی در اسلام نیست و بلکه یک وبال وزحمت اضافه است که حق بیشتر حق دیگران را بر عهده انسان موجب می شود تا حق او بر دیگران را. و ارزش آن فقط آلی و ابزاری است بنا بر این کنار گذاشتن زن از مسئولیت سلب حق از او نیست چون از همان ابتدا چنین حقی برای او ثابت نبوده است سلب مسئولیت از زن معافیت است نه محرومیت محرومیت جایی است که ماکسی را از حقش که یک ارزش وامتیاز محسوب می شود منع کنیم در حالی که نه نظام طبیعت ونه فطرت ونه شریعت هیچ کدام مسئولیت را برای زن ، حق عنوان نمی کنند

      ملاک اصلی در مدیریت علم وتحصیلات نیست بلکه عقل وتجربه ودور اندیشی وصلابت است زن از آنجاکه موجودی لطیف و حساس اندیش است کمتر از مرد در مدیریت دوام دارد وزودتر خسته می شود وتصمیمات او نیز بیشتر منبعث از عواطف واحساسات مقطعی است در حالی زندگی جمعی نیاز به تصمیمات حاصل از تجربه ودور اندیشی ووسعت بینی است البته این به معنای آن نیست که در بعضی موارد به خصوص در امور داخلی خانواده مرد تصمیم زن را اجرا نکند خیرمرد می تواند خیلی جاهها به رای زن احترام گذاشته وآن را اجرا کند ولی به هر حال زن نیز باید بداند که ملاک اصلی در تصمیمات زندگی رای مرد است وباید به آن گردن بنهد هر چند که بعدا معلوم شود که رای زن بهتر و نافذتر بوده

      شما ببینید در میان تمام ۱۲۴ هزار پیامبر حتی یکی از آنها زن نبوده نه اینکه هیچ زنی لایق مقام نبوت یا امامت نیوده اما ما دو نوع نبوت داریم نبوت استحقاقی وتکوینی ونبوت تشریعی و عملی ، زن ممکن است به مقام نبوت تکوینی دست یابد ولی نبوت تشریعی یک مسئولیت اجتماعی وسنگین است آنچه هم که ارزش اصلی است همان نبوت تکوینی است نبوت تشریعی صرفا یک زحمت ومسئولیت است در قرآن نوع فرمانهایی که به این دو گروه داده می شود متفاوت است به مرد امر سنگین ودر خور خود وبه زن نیز امر در تناسب خود می دهد به پیامبر می گوید:

      قم فانذر

      یا ایهاالنبی جاهد الکفار والمنافقین

      واغلظ علیهم

      واستقم کما امرت
      ……

      خوب اینها اوامر سنگینی هستند که از عهده زن که روح وجسم لطیف دارد بر نمی آید .زن برای این حیطه ساخته نشده است

      اما جایگاهی که برای زن در قرآن بیان می شود همان خواست فطرت وتبیین جایگاه حقیقی اوست مثل:

      یا مریم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین

      وقرن فی بیوتکن

      ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها

      …..

      در عین اینکه اسلام اصل کلی را بر تساوی زن ومرد قرار داده است اما در عین حال در بسیاری از احکام وباید ونبایدها فرقهایی بین آن دو قائل شده است پس معلوم می شود تساوی به معنی عدم تبعیض است نه عدم تفاوت، تفاوت احکام گاه بر مبنای تفاوتهای جنسیتی است وگاه روحی ودر واقع عدم وجود این تفاوتهاست که ظلم به حساب می آید گاه ما می خواهیم از حق زن دفاع کنیم ولی از آن طرف به حق مرد اجحاف می نماییم اسلام خود بهتر از همه به حق زن ومرد آگاه بوده وآنچه قانون وباید ونباید در این زمینه وضع نموده همه بر طبق مصلحت وحکمت بوده حق ومساوات در جایی است که هر دو به یک عملی که ارزش ذاتی دارد اقدام نموده اند مثل عبادت وطاعت در این صورت هر دو در احقاق حق مساوی اند نه اینکه فکر کنیم آنها باید در تمام احکام شرعی یا اختیارات وجایگاه اجتماعی با هم مساوی باشند گاه تساوی خود عین تبعض وظلم است بنابراین اختلاف احکام میان این دو بر اساس تفاوت است نه تبعیض متاسفانه در سالهای اخیر یک الگو بر داری از غرب در جامعه ما به چشم می خورد که بدون تطبیق با معیارهای دینی بعضی سعی بر آن دارند که قوانین وعرفیات غرب را در مورد زن به عینه در جامعه پیاده کنندزن روحیاتی داردکه هیچ گاه با گذشت زمان آن فطرت وروحیه عوض نمی شود مثلا روحیه غلبه احساس همیشه در زن بوده وهست وجزو فطرت اوست یا اینکه وقتی می فرماید ” وقرن فی بیوتکن” همان خواست فطری ودرونی زن را متذکر شده وهیچ گاه زمانی نخواهد آمد که این خواسته درونی زن عوض شود یا اینکه خدا حرفش را پس گیرد خداوند زن را در یک حیطه وجایگاه ومرد را در یک حیطه وجایگاه خلق کرده وظایف آن دو در بسیاری از امور با هم فرق می کند هم کاسه کردن وظایف زن ومرد یک بدعتی است که موجب اختلال جامعه ونظام خانواده می شود

      معلوم نیست چرا بعضی مردان می خواهند زن را به جایگاهی برسانند که خود زنها خواسته ای برای رسیدن به آن جایگاه ندارند یا چیز هایی را جزو حقوق زن بدانند که خود زنها آن مسائل را جزو حقوق خود قلمداد نمی کنندوبرای زنان کاسه داغ تر از آش شده اند

      “چند روز پیش مجلس مالی به اسم دفاع از حقوق زنان قوانینی را تصویب کرد که بسیاری از زنان مالی به این امر اعتراض نموده وتجمعاتی بر پا کرده واین قوانین را خلاف اسلام بر شمردند

      بر اساس این قانون به زنان در ازدواج حق مساوی با مردان داده شده است همچنین بر اساس این قانون سهم الارث زنان افزایش می یابد.

      با این وجود ، اکثریت زنان مسلمان “مالی” ، علی رغم حمایت اقلیت روشنفکر و پیشروی زنان این کشور از این قانون، به تصویب آن اعتراض دارند و ده ها هزار تن از آنان در باماکو، پایتخت و دیگر شهرهای این کشور در اعتراض به تصویب قانون جدید زنان دست به تظاهرات زدند.

      مهم ترین سازمان مخالف این قانون که تظاهرات اعتراضی را سازمان دهی می کند ” اتحادیه ملی انجمن های اسلامی زنان ” مالی است .

      این اتحادیه معتقد است که این قانون با اصول دین اسلام مغایرت دارد و از رییس جمهور مالی خواسته است تا این مصوبه پارلمان را به توشیح نرساند.

      یکی از جدی ترین انتقادی که زنان مسلمان مالی به قانون جدید دارند آوردن ماده ای در آن است که تمکین از شوهر را غیر الزامی می سازد .

      یکی از زنان مسلمان این کشور در این باره به بی بی سی می گوید : ” ما باید از اسلام اطاعت کنیم … بر اساس اصول اسلام مرد باید از همسرش محافظت کند و در مقابل زن نیز باید از شوهرش اطاعت کند.”

      وی می افزاید : ” تنها اقلیت کوچکی از زنان مالی که روشنفکر هستند خواستار این قانون جدید ند. در حالی که زنان فقیر این کشور که مسلمانان واقعی هستند، با این قانون مخالفند . ”

      در دولت دهم کشور خودمان نیز که برای اولین بار بحث جدی وزارت زن مطرح شد وسه نفر از زنان به مجلس معرفی شدند وبسیاری از مراجع به این مسئله اشکال جدی وارد نمودند
      http://tabsiir.blogfa.com/cat-45.aspx

    11. زهرا /

      با عرض سلام . بنده با قسمتی از نظرات شما موافقمولی…در طی چند سالی که در حوزه زنان و خصوصا بحث اشتغال آنها کار تحقیقی و میدانی انجام داده امبه این نتیجه رسیده ام که نمی توان خط قرمزی بر روی اشتغال زنان کشید مقصود بنده یادآوردی ضرورت شغل های خاص زنان نیست . حضور زن در خانه و پرداختن صرف به امور مهم و الویت داری چون خانه داری و همسری و مادری پاسخگوی نیاز زنان امروزی ما نیست . برخی از زنان با توجه به تیپ شخصیتی شان نیاز به حضور در اجتماع و بروز استعدادهاو.. دارند ولی متاسفانه مشاغل امروزی این امکان و ظرفیت تجمیع را ندارند به فرمایش مقام معظم رهبری زنان باید خودشان ورود پیدا کنند و برای حضورشان در اجتماع در کنار رسیدگی به نقش های همسرس و مادری شان برنامه ریزی کنند . باید روی این قضیه و دغدغه کار شود. متاسفانه سمت و سوی مقالات وگفتگوها تنها خلاصه در تجویز و یادآوری وظایف کلیدی زنان شده که تعدادی از زنان به دلیل مذهبی و سنتی بودن شان همچنان با این بحث موافقند و پذیرفته اند ولی سایر آنها بدلیل عدم درک صحیح از وضعیت و علاقه و استعدادهایشان و عدم ارائه راه حل و طراحی و برنامه ریزی برای حضور شان در اجتماع بدون لطمه زدن به خانواده مجاب نمی شوند و همچنان در برزخ فکریشان قرار گرفته اند و یا با وجود آسیب به زندگی در مشاغلی مشابه مردان حضور دارند و یا .

    12. احمد /

      با سلام و خسته نباشی
      بسیار جالب بود
      موفق باشید

    13. درست می فرمایید. کاملا باهاتون موافقم آقای یامین پور.

    14. اشکان /

      برادر من یه فکری به حال این وبسایتت بکن…خیلی کنده…صبر ایوب باید تا نمایان شود صفحه ای…ممنون

    15. حائری /

      سلام. من یک خانم خانه دار و دانشجو هستم.
      نظر شما رو بسیار قبول دارم.
      حتی فراتر از اون به نظر من رفتن زنان به سر کار (بدون ضرورت) یک ظلمه نه حق!

    16. khoob bood reference in adado arghamo begin!!!in tahlilha faghat baraye zire diplom oonam faghat too iran javab mide na dar donyaye kharej az marzhaye iran! albate fekr konam aghaye yamin pour baraye mandane dar in system be in harfha niaz darand!!!

      • محمد /

        آقای یامین پور عزیزم وقتی نظرات ما رو قبل از بررسی منتشر نمیکنید ما هم انتظار داریم با چنین نظراتی روبرو نشیم
        (fekr konam aghaye yamin pour baraye mandane dar in system be in harfha niaz darand!!!)

    17. مهدیه /

      وای یکی بیاد این حرفا رو به استادمون بزنه……..خداروشکر یکی پیدا شد بدون ترس این حرفا رو بزنه

    18. سلام خدا خیرتون بده آقای یامین پور استفاده بردیم انشالله بقیه قسمت هایی هم که گذاشتین مطالعه میکنم

      من خیلی به شما ارادت دارم خدا پشت و پناهتون باشه

    19. خورشید /

      سلام. اگر از تفکرات غرب گرایانه دست برداریم و فکر کنیم که

      اسلام به ما چه توصیه هایی کرده، می بینیم که اسلام قدیمی نمی

      شه هم برای زنان قدیم گفته و هم برای زنان امروز اگر قبولش

      داریم که دیگه جای ولی و اما واگر و نمیشه نیست، جای اطاعته،

      اسلام زن رو می شناسه بهش احترام میذاره برایش ارزش قائل میشه

      چون میدونه زن به خاطر روحیه ی حساسش شکننده است، میدونه زن

      چقدر مهمه در اثر گذاری بر خانواده و اجتماع… و میدونه که

      زن در خانواده بهتر میتونه اثر بگذارد چون اینطوری دو جانبه

      اثر گذار بوده هم از نظر خانواده و هم از نظر اجتماع ولی اگر

      زن به این توصیه عمل نکنه و تنها به فکر موقعیت و فعالیت های

      خود در اجتماع فکر کند و خود را در آنجا تثبیت کند دیگر نمی

      نواند اثر گذار خوبی در خانواده محسوب شود که در این صورت هم

      خانواده و هم خود او و هم اجتماع آسیب جدی می بینند و البته

      نمی گوید زن از حق خود دفاع نکند و فعالیت خاصی نداشته باشد

      می گوید در راستایی باشد که نه به خود او صدمه وارد شود و نه

      به جامعه و اینو هرگز یادمون نره که ما زن ها موجوداتی

      بسیار با ارزش و پر اهمیت و مهمی هستیم و نباید کاری بکنیم

      که باعث پایین آوردن شآن و منزلت ما بشود حدیثی هست(از امام

      علی(ع))که نشان دهنده اهمیت زن داره که میگه:

      کاری را که فراتر از توانایی زن است،به او وا مگذار،زیرا،زن،چونان شاخه گل است، نه مدیر و مسئول.

      یعنی مسئولیت تامین مخارج خانواده به عهده ی مرد است و حدیث دیگری(از پیامبر اکرم(ص))هست که:

      هر زن شایسته ای که عبادت خداوند را انجام دهد و احکام واجب
      خود را به جا آورد و از شوهر خویش نیز اطاعت نماید وارد بهشت
      میشود.

      خب کاملا گویاست که برای ما زنان آسان گرفته شده پس چرا هم

      این دنیامونو خراب کنیم و هم اون دنیامونو؟؟؟؟؟؟واقعا

      چرا؟؟؟و اینکه کسانی که میگویند این حرفا از رو شکم سیریه ما

      که مجبوریم چی؟؟؟ شما زنانی که سرپرست خانواده هستی شما هم

      میتونی کاری رو انجام بدی که نه خودت و نه خانوادت لگدمال

      بشن، دنیای، نا آرام بیرون از خانه، آلوده است و باعث بیماری

      میشود و در ضمن اینکه زنانی هستند که وجود آنها در جامعه مهم

      است آن هم به جهت رعایت کردن موازین شرعی، و اما طرف حساب

      این بحث ها کسانی هستند که نه از روی نیاز و نه از روی

      مجبوری بلکه برای تفریح و به بهانه ی کسب پول برای خرید طلا و

      صرف تجملات بی مورد دست به کارهایی میزنند که باید آنها را به

      مردان واگذار کرد…

      باید ما زنان قدر خودمان را بدانیم شدیدااااااا…با تشکر

      والسلام

    20. خیلی ممنون
      عالی بود

    21. سلام
      مطالبتون خوب وجذابه.
      ولی یه انتقاد بزرگ به شما هست. شمااینجا دارید نظر خودتون رو راجب سبک زندگی ایرانی اسلامی بیان می کنید یا نظر اسلام رو؟؟؟
      اگه نظر شخصی خودتونه که هیچ-نه برای خودتون ونه برای مخاطباتون حجت شرعی نداره.
      امااگه دارید نظر دین رو بیان می کنید باید استنادات خودتون رو به آیات و روایات و سیره اهل بیت بیان کنید. حرفاتون باید مستند باشه.من استنادی تو این مقالتون نمی بینم.
      حرف قشنگ زدن مهم نیست برادر.

    22. علیرضا /

      با سلام و تشکر :
      من مطالب شمارا مطالعه می کنم و با استدلال های شما موافقم .وبرنامه های شماراهم دیدم خوب بوده است.
      اگر می شود می خواستم چند تا مقالات شما را که کامل نوشته اید برایم بفرستید.
      واگر مطالبی یا منابع ای در باره اینکه چگونه موضوعات مقالات را انتخاب کنیم واینکه چگونه می توان مقاله خوب نوشت دارید برایم بفرستید با تشکر .

    23. سلام
      ممنون برای پست خوبتون..نمی تونم هم حرفاتونو قبول کنم هم با تناقضات ذهنیم کنار بیام..این آمارتون که مبنی بر طلاق بیشتر در خانواده هایی که استقلال مالی داره خانوم ناراحت کننده است چون این فکر رو به من القا می کنه که وابستگی مالی یه ریز فاکتور برا بقای خانواده بوده..یه جور حس پایبند بودن به خانواده به خاطر نیاز مالی..مثل دوست داشتن و نیازمند بودن به خانواده تا وقتی که نیاز مالی به اونا وجود داره..نمیدونم قیاس درستی هست یا نه..یه چیز دیگه که تو متنتون اذیتم میکنه تقابل دو واژه ی محبت و اطاعت..البته میدونم که خدا برا خودشم از این دو واژه کنار هم استفاده میکنه..ولی چون رابطه ی خدا بنده ای رابطه بالا با پایینه قابل درک هست برام..ولی این نه..چون رابطه تساوی هست..یه چیز دیگه ام که خیلی همیشه اذیتم میکنه اینه که علم اگه به کار بسته نشه که به درد نمیخوره اون دوست عزیزی که میگن علم رو برا تخصص یاد گرفته نشه میشه بگن که منی که پزشکی میخونم اگه کار نکنم علمم به چه درد میخوره؟تازه یکی از مهم ترین دلایل انتخاب پزشکی من درمان درد مردم بوده..

    24. سلام به همه
      من امروز این مقاله و نظرات دوستان رو خواندم.
      به نظرم اینکه بگوییم “بطور کلی اشتغال” زنان با سبک زندگی ایرانی-اسلامی منافات دارد،همیشه درست نیست.
      مثلا در رشته های علوم پزشکی و به ویژه تخصصهایی که بیماران و مراجعان خانم هستند،بهتر است که خدمات پزشکی توسط متخصص خانم ارائه شود.(آقایانی که نظرات مویدی ابراز کردند،حاضرند همسرشان یرای زایمان به پزشک مرد مراجعه کند؟!)درباره تدریس در مدارس دخترانه هم همینطور و البته مثالهای دیگری هم هست.پس نمیتوان یک “قاعده کلی” در مورد اشتغال زنان داد.
      خانم ها میتوانند در همه مشاغل “موفق” باشند اما نه به این معنا که همه مشاغل “مناسب”آنها باشند.پس دسته بندی لازمست.
      بر همه روشن است که انجام کارهای سخت و خشن که با روحیه و حتی توان جسمی خانمها سازگار نیست(مثل کار در معدن،کارهای یدی در کارخانه یا کارگاه های صنعتی،راندن ماشینهای سنگین)واقعا مناسب خانمها نیست!در هر کشوری و با هر عنوان فریبنده ای(تساوی زن ومرد!)این تنها بهره کشی از زن بعنوان نیروی کار ارزانتر است.مثلا در اوکراین،رفتگران زن هستند(متاسفانه!)
      موضوع آزاردهنده دیگر درباره اشتغال زنان،استفاده ابزاری از زن،بعنوان ویترین است که متاسفانه در جامعه اسلامی ما هم رواج یافته و بدبختانه هیچ مسلمانی حاضر به تلاش جدی برای مبارزه در این زمینه نیست!و بدبختانه تر اینکه بعضی به دلایل سیاسی و بعضی برای مقاصد شخصی از این مشاغل برای خانمها دفاع میکنند!!
      مشکل دیگر اینست که اشتغال خانمها به برخی مشاغل بدلیل مسئولیت سنگین و لزوم اختصاص دادن ساعات زیاد به آن کار، فرصت “ضروری و مهم” تربیت فرزندان و مدیریت خانواده را از خانمها میگیرد.خانمی را میشناسم که مدیری موفق در کارش است اما فرزندان ناسالمی دارد.درحالیکه بهتر بود ایشان با تربیت درست فرزندان،در جهت داشتن جامعه سالم خدمت می کرد.در عین حال خانم مدیر دیگری هم سراغ دارم که هم در کار و هم در ساماندهی به امور خانواده،نمونه همه خانمها(چه شاغل و چه خانه دار) است.
      موضوع دیگر ،زنان بی سرپرست یا سرپرست خانوار هستند و نمیتوان به ایشان گفت که نباید کار کنید!بلکه لازمست شرایطی برایشان فراهم شود تا با کار سالم،روزی حلال کسب کنند.چون نمیشود نسبت به این افراد بی تفاوت بود.
      دسته دیگر،علاقه مندان به اشتغال هستند که می خواهند از تخصص و تحصیلاتی که سالها عمر و جوانی خود را صرف آن کرده اند، استفاده کنند.آیا میتوان به آنها گفت بروید یک کنجی بنشینید و نتیجه تلاشهایتان و اندوخته ذهنی تان را به فراموشی بسپارید؟!پس چرا از ابتدا درهای دانشگاه را برویشان گشودند؟!چرا به علم آموزی تشویقشان کردند؟!
      مشکل اینجاست که ما میخواهیم مسلمان باشیم اما در عین حال نگاهمان به غرب است!برای همین نه مسلمانیم و نه کاملا غربی!
      در نهایت تاکید میکنم،لازمست دسته بندی صورت بگیرد و مشاغلی مناسب برای خانمها در نظر گرفته شود و بسترهای کسب دانش در زمینه همین مشاغل برای خانمها در نظر گرفته شود،اهمیت و جایگاه این مشاغل برای خانمها بیان شود و آنها را به سمت این مشاغل تشویق کرد.مشاغلی که تمام مشکلات و انتقادهای بالا را رفع کند،از “توانایی های بالقوه وخدادادی زنان” استفاده کند،مناسب با “ویژگی های روحی و جسمی” زن باشد،حضور زنان را با “تاثیرگزاری مثبت و سالم” ممکن سازدو به “نقش مادری و همسری” زن توجه کند.
      با تشکر

    25. ما هم درباره این موضوعات در انجمن مان بجث میکنیم.
      http://www.mensright.ir
      ممنونم از آقای یامین پور برای تذکر این موضوع. نوشته ای روان است و بدون ایجاد حساسیت یا عقده گشایی.

    پاسخ دادن به خورشید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    5 + 6 =