فتضح کردن یا شناساندن؛ مسأله تلویزیون این است

۱۳۹۰/۱۰/۱۹ فتضح کردن یا شناساندن؛ مسأله تلویزیون این است

 

در ستایش و سرزنش«ارمغان تاریکی»،
تنها سریال مخاطب پسند ایام فجر

۱- سال های اخیر اتفاقات عجیبی در عرصه مجموعه های نمایشی تلویزیونی در دنیا رخ داده است. مجموعه های چند ده قسمتی پلیسی یا درام های طولانی مدت، اپراهای صابونی یا سریال های تخیلی همه و همه در رقابت برای جلب نظر مخاطبان اند. با این وجود در کنار جلوه های پر رنگ «فرار از زندان»، «۲۴» و نمونه های کلمبیایی یا کره ای سریال های چند ده قسمتی، مجموعه هایی چون «رستگاران» یا «دلنوازان» از رسانه ملی بیش از هشتاد درصد مخاطب را جذب کرده و رضایت آنها را جلب کرده اند. این اتفاق مهم و قابل تاملی است. باید اعتراف کنیم که رقابت با شبکه هایی که بطور ویژه، سریالهایی با دوبله یا زیرنویس فارسی پخش می کنند. کار آسانی نیست. شبکه های فارسی وان، پی ام سی، من و تو، ام بی سی پرشیا و … بدون محدودیت های اخلاقی و عقیدتی، ساعات شبانه روز مخاطب فارسی زبان را پر می‌کنند و در این میان کار سریالهای ایرانی را بیش از پیش دشوار می‌کنند؛ خصوصا اینکه انتظار از رسانه ملی نه فقط سرگرم کردن مخاطب بلکه انتقال آموزه های دینی و تربیت انقلابی باشد!
با این وجود با یک قضاوت منصفانه و با حفظ حق اعتراض و نقد نسبت به محتوای کج و کوله برخی سریال ها، باید اعتراف کرد تلویزیون ملی ما در این رقابت، رقیب دست و پا بسته و کم اثری نیست و ساخت و ارائه سریالهای ایرانی جذاب بالنسبه توانسته گاهی کار شبکه های آنور آبی را کساد کند. به عبارت دیگر می‌توان گفت مخاطب ایرانی در وضعیت برابر ترجیح می‌دهد بیننده آثار داخلی باشد تا خارجی. بطور مثال تابستان موفق رسانه ملی در سال ۸۹ با پخش منظم مجموعه های «تاوان» ، «زیر هشت» و «فاصله ها» به کم رونق شدن جدی شبکه هایی چون فارسی وان انجامید.

۲- بهمن امسال منتظر بودیم تا شاهد مجموعه های تاریخی و سیاسی رسانه ملی باشیم. ولی متاسفانه اتفاق چشمگیری در این زمینه رخ نداد. شبکه ها به باز پخش سریالهای سال گذشته پرداختند و تنها تولید قابل توجه امسال در کنار «تبریز در مه»، سریال نسبتا موفق «ارمغان تاریکی» بود که بطور منظم شبها از شبکه سه سیما پخش می‌شد. «ارمغان تاریکی» به کارگردانی و نویسندگی جلیل سامان، داستان یک عضو سازمان مجاهدین خلق(منافقین) است که در طی انجام یک ماموریت سازمانی و یک ازدواج صوری، دلبسته دختر یک خانواده انقلابی می‌شود. این آغاز شکل گیری یک درام گرم و مخاطب پسند است. در واقع کارگردان در کشش های دوطرفه وفاداری به سازمان یا توجه به یک دلبستگی عاشقانه، تلاش می‌کند سنگ دلی و رفتارهای غیرانسانی منافقین را به تصویر بکشد.

چهره پردازی و صحنه پردازی مناسب و نسبتا دقیق و دستکاری در رنگ تصویر به مجموعه کمک کرده است تا فضای قصه به سالهای ابتدایی دهه شصت نزدیک شود(مقایسه کنید با سریال «یک مشت پرعقاب» که در آشپزخانه ها ماشین ظرفشویی مدل جدید به نمایش در می‌آید!). کارگردان همچنین در ارائه یک تصویر متعادل و گرم از دلبستگی های معقول ایرانی و سازوکار مطلوب یک خانواده متدین، موفق عمل کرده است. روابط میان فردی دقیق، آشنا و صمیمی است و شخصیت پردازی ها قابل حدس، باور پذیر و همخوان با ارزش های جامعه ایرانی دهه شصت است. شاید این سریال از معدود مجموعه های تلویزیونی باشد که روابط خانوادگی به نمایش درآمده در آن، صحیح و مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی است. همه این تناسب ها به شکل گیری یک درام آرام و گرم کمک می کند و بر خلاف بسیاری دیگر از نمونه های چندسال اخیر شبکه های سراسری، با اعصابت بازی نمی کند!

۳- «ارمغان تاریکی» با همه توصیفات فوق قرار بوده به یکی از مهمترین و حساس ترین مسائل سیاسی ایران پس از انقلاب بپردازد. کمتر دیده شده که سازوکار و ماهیت سازمان منافقین دستمایه یک مجموعه تلویزیونی قرار بگیرد. «ارمغان تاریکی» اما در پرداختن به این موضوع، اصل ماجرا را در حاشیه یک درام به فراموشی سپرده است. ابعاد ایدئولوژیک سازمان منافقین به هیچ وجه مورد توجه قرار نگرفته و حد اکثر به تکرار کلمات کلیشه ای اکتفا شده است. در مقایسه این سریال با مجموعه «درچشم باد» اثر جعفری جوزانی به فقر شدید سریال «ارمغان تاریکی» در تصویرسازی ایدئولوژیک از کمونیستهای وطنی پی می بریم. منافقین سریال «ارمغان تاریکی» فقط روسری هایشان را مانند منافقین می بندند یا نهایتا لباسهایی شبیه آنها می پوشند ولی از دغدغه های انحرافی آنها رد پایی در سریال دیده نمی شود. همچنین در حالیکه فرصت مناسبی برای طرح ارتباط این گروهک با امریکا و غرب فراهم بود، هیچ اشاره ای به این مناسبات خیانتکارانه نشده است. منافقین در این سریال صرفا انسان هایی خشن و بی عاطفه دیده می شوند که ممکن است بطور اتفاقی در کش و قوس یک ماجرای عشقی توبه کنند و به دامن مردم برگردند!

«مجید» منافقی که بخاطر عشق به یک دختر از سازمان جدا می شود، هرگز توبه ایدئولوژیک نمی کند وحتی «سارا» در آن سوی رابطه عاشقانه جز اینکه چادر سر میکند و برادرزاده یکی از فرماندهان سپاه است، هیچ نشانه عقیدتی روشنی ندارد. ماهیت انقلابی قصه بسیار کمرنگ است و حتی اثری از امام یا سخنرانی های او در مدیریت سیاسی جامعه دیده نمی شود. از جنگ هم فقط آژیرهای گاه‎گاه و صدای ضد هوایی شنیده می‌شود و در حد عاملی مزاحم و اضطراب آفرین در مسیر عادی زندگی روزمره تقلیل پیدا می‌کند.

می توان گفت «ارمغان تاریکی» یک تصویر سازی صامت از یک قطعه گمشده در سالهای اول دهه شصت است و آن تصویر گویا که ذهنیت درستی از واقعیت جریان انقلاب و مجموعه های معارض و ضد انقلاب را ایجاد کند، به دست نمی‎دهد. سریال‎های تاریخی بهترین ساختاری هستند که می‌توانند برای مخاطبان تصویری اجتماعی (SOCIAL IMAGINATION) تولید کنند، تصویری که حقایق زیر پوستی تاریخ را برای کسانی که در آن دوران نبوده اند و یا درک درستی از آن ندارند، بازسازی کند. اتفاقی که سریال «ارمغان تاریکی» متاسفانه در تولید آن چندان موفق نبوده است. با این وجود جسارت پرداختن به چنین موضوعاتی بویژه در دورانی که این سازمان به فصل جدیدی از معارضه با انقلاب اسلامی وارد شده است قابل تقدیر است.

۴- مخاطبان همچنان منتظر ارائه یک تصویری ایده آل از یک جوان انقلابی اند که تحت تاثیر انقلاب اسلامی و آموزه های امام راحل(ره) دست به کنش اجتماعی و سیاسی می‌زند. به نظر می‌رسد ساخته و پرداخته کردن چنین پرسوناژی آنچنان دشوار نباشدکه باعث شود با صرف نظر از آن، قهرمان قصه را در حد یک جوان منافق که در گیرودار یک داستان عشقی، توبه سازمانی (و نه توبه ایدئولوژیک) می‌کند، تقلیل دهیم. برخورد تبلیغات با وقایع سیاسی مطلوب نیست. رسانه باید بجای مفتضح کردن منافقین و تقدیس مومنین، ماهیت این دو جبهه را در دوسوی دو قطبی حق و باطل بشناساند. «نمایش» تاریخ خوب است لیکن کار بزرگ شناساندن تاریخ است. مامنتظر آن کار بزرگ هستیم.

    یک دیدگاه ثبت شده

    1. مخاطب خاموش /

      سلام

      «سارا» در آن سوی رابطه عاشقانه جز اینکه چادر سر میکند و برادرزاده یکی از فرماندهان سپاه است، هیچ نشانه عقیدتی روشنی ندارد.»»»»»» واقعا هم همینطور بود

    ارسال دیدگاه شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    + 9 = 16