پدیدارشناسی اینستاگرام

۱۳۹۴/۰۴/۰۹ پدیدارشناسی اینستاگرام

تا چندی پیش نگاتیو کالای گران و خاص بود که نه ارزان بدست می آمد و نه ارزان مصرف می شد. محدودیت داشتن نگاتیو، عکاسی را به هنر تبدیل کرده بود. چشم عکاسان باید سوژه و قاب را با وسواس می جست و انتخاب می کرد. بنابراین هر چیزی شانس آنرا نمی یافت که به «عکس» تبدیل شود. بنابراین عکس امری همه جایی و همگانی نبود و کم و بیش به بخشی از حوزه ی فاخر مصرف فرهنگی مربوط می شد. حتی آنهنگام که بنابود یادگارهایی از اشخاص بر روی دیوار یا طاقچه قرار بگیرد، آیینی از آماده سازی و ژست های تعریف شده طی می شد؛ چون احتمال تکرار و تعدد آن آسان نبود.

با دیجیتال شدن عکاسی، تولید و مصرف عکس آنچنان آسان و هرجایی شد که به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. گوشی های تلفن همراه و نرم افزارهای موبایلی جزءجزء زندگی را قاب بندی می کنند و به اشتراک می گذارند. به نوعی عکس به زبان بی زبان گفتگو و تعاملات میان فردی بدل شده و جای متن و مفهوم را گرفته است. زندگی انباشته از عکس و تصویر چگونه باید ادراک شود؟ در این میان «اینستاگرام» با جذابیت رو به تزاید خود، تصویری جدید از دنیایی است که زندگی به روایت عکس را در خود جای داده است. اما رمز و راز این جاذبه چیست:

  1. ۱٫     عکس سلفی، فردگرایی سوبژکتیویستی؛

تفاوت رمان جدید با قصه های گلستان سعدی یا کلیله و دمنه چیست؟ ایران علیرغم اینکه سرزمین ادبیات و قلم بوده است اما هیچگاه اثری شبیه به «رمان» را در میراث ادبی خود ندارد. پرداختن به جزییات احوال و اقوال و بازگویی اغراق آمیز ابعاد زندگی دنیوی در سنت ادبی و هنری ما امری نامطلوب بوده است. فرهنگ و ادبیات انسان مدار مدرن در گفتن و به تصویر کشیدن جزییات نفسانی مبالغه می کند و این نشانی از «سوبژکتیویته» رخنه کرده در وجود انسان مدرن است. وقتی دوربین ها به سمت فاعل عکاسی برمی گردد و خود را سوژه می کند(سلفی) در واقع گویی حیث وجودی خویش را برتر از همه ی جهان پیرامون خود درک می کند. عکس سلفی، آوردن «خود» از حاشیه است به کانون توجه؛ هم توجه خود و هم دیگران. فرد منتشر در تاریخ امروز ما هرقدر بیشتر بی مایه می شود بیشتر «خود» را به رخ می کشد. یکی از تجلیات این فردگرایی سوبژکتیویستی در «خود نمایی اجتماعی» و«تن نمایی» است. صفحه ی شخصی فرد منتشر در اینستاگرام در عین حال که پرده برداری تصویری از ابعاد متکثر و پاره پاره ی ذهن اوست، بیرون آوردن هرکس از بعد مخفی و باطنی وجودش به عالم تظاهر و ابراز است. ممکن است در گرایش های مدرن مطالعات روانشناختی، این به اتفاق عنوان رهاشدن افراد از «درون گرایی» یا «خودسانسوری» اطلاق شود، و این هم دقیقاً مرحله ای از اخلاق فردگرایانه ی اومانیستی است.

  1. ۲٫     حجاب نمایشی و کشف حجاب تدریجی؛

 در این میان حضور تصویری عفیفانه ی زنان و دختران در اینستاگرام مساله ی متناقض نمای دیگری است. آنها هم خود را می پوشانند و هم به رخ می کشند. نمایش شیوه ی پوشش نوعی ابزار ابراز هویت است. از طرفی باید پوشش و حیا و عفاف به عنوان یک هویت به چشم آید و چشم پرکن باشد و از طرفی باید مصداق عفاف و حجاب باشد و این همان پارادوکس تصویری شدن زنان محجبه است. وسوسه ی «خودنمایی» اینستاگرام ابتدا زنان مومنه را در «لانگ شات» قرار می دهد و آرام آرام به چشم بیننده نزدیک می کند. خاصیت جلوه فروشی اینستاگرام بتدریج بر دختران غلبه می کند و کشف حجابی تدریجی رخ می دهد چراکه اساساً اینستاگرام دنیای جلوه فروشی و اشتراک گذاری همه ی ابعاد یک زندگی هرجایی و دم دستی است؛ قرار دادن همه ی پستو در ویترین؛ حتی اگر شهروند این شهر رویایی بخواهد از معنوی ترین حالات خود تصویرسازی کند درواقع چه اتفاقی می افتد؟ به نمایش گذاشتن نفسانی احوالی که نمایشی نیست. چیزی مانند «تظاهر به اخلاص» یا «نمایش عفاف»!

  1. ۳٫     لذت ابراز عقیده در جنگ گفتمان ها؛

بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی شیفته ی امکان بلند بلند گفتن باورمندی های خود هستند. در دنیایی که وجه بارزش تکثر گفتمان هاست، اینستاگرام مانند این است که در میان همهمه ها و شلوغی های خیابان یک تابلو بلند کرده باشی تا توجه دیگران را به یک شعار جلب کنی. افشاکردن دائمی باورمندی ها و به خصوص قرارگرفتن در حلقه ای از تاییدها یا طردها، به یک لشکرکشی مجازی می ماند. بخشی از لذت بودن در این دنیای ظاهراً مجازی، به امکان برهنه کردن ذهن نه چندان استاندارد در برابر چشم های دیگران است.

  1. ۴٫     پارادوکس آزادی و خشونت؛

حضور فالوورها به مثابه تماشاگرانی که برای یک سخنران کف می زنند، واجد وجه محدود کنندگی هم هست. هر ابراز عقیده ای با تایید، رد یا «نفهمیدن» مواجه می شود. در غالب اوقات احساس آزادی ناشی از بلند بلند گفتن باورمندی ها، با تلخی ناشی از «نفهمیدن» یا طرد درهم می آمیزد. از آنجاکه اینستاگرام واجد وجه بصری بیشتری است، برای شخصیت های سمعی محدود کنندگی بیشتری دارد. آنها که بدنبال انتقال مفاهیم از طریق مفاهیم هستند، در اینستاگرام غالباً مغبون اند؛ اما حتی سرخوردگی ناشی از طرد یا نفهمیدن، با امکان لذت بخش دیگری ترمیم می شود. اینستاگرام هم مانند اغلب شبکه های اجتماعی قدرت محوکنندگی و حیات بخشی را به شهرندان خود می دهد. اوج خشونت در این دنیا، با «بلاک کردن» به مثابه دستور معدوم کردن همراه است؛ مانند قیصر روم که انگشت شست خود را برای اعطای حیات یا گرفتن جان گلادیاتورها حرکت می دهد. از طرفی آرام آرام احساس آزادی در بیان یله و بی حد و حصر باورمندی ها با وحشت ناشی از تفتیش عقاید شهروندان دیگر مواجه می شود. ذهن آزاد بتدریج می آموزد که برای کمتر طرد شدن و امکان کنترل واکنش ها به استانداردسازی و تراشیدن حرف ها دست بزند و اینچنین است که احساس رها بودن فرو می نشیند.

نتیجه:

توجه داشته باشیم که پدیدارشناسی به معنای توجه به اقتضائات پدیده ها و جنبه های قدرتمند درونی آنهاست و نه انکار تمامیت اراده و اختیار انسان؛  این تحذیر از آن باب بود که در ورطه ی دترمینیسم(جبرگرایی) تکنولوژی نغلطیم و تمام پدیده های اخلاقی، اجتماعی و روانشناختی را معلول یک امر تکنیکی ندانیم. ولی تاملات پدیدار شناسانه ساده لوحی ابزارانگارانه را هم نفی می کند. هستند بسیاری که تفاوتی در انواع رسانه ها و تکنولوژی های ارتباطی نمی بینند و تصور می کنند می توانند براحتی آنها را در اختیار بگیرند و به انقیاد خود درآورند و در امان بمانند. به طور مثال هستند کسانی که با مقاومت فرهنگی بخواهند بر اقتضائات سوبژکتیویستی و عریان کننده ی اینستاگرام غلبه کنند؛ و این خود جالب خواهد بود که منتظر نتیجه ی این تنازع باشیم. مهمترین نکته برای غلبه بر این اقتضائات، خودآگاهی به ماهیت و کارکرد این نرم افزار و تغییر شیوه ی بودن در آن فضاست. به تعبیری هرکس شهروند مطیعی برای این عالم تکنیکی باشد به اقتضائات آن تن در داده؛ بنابراین شوریدن بر این اقتضائات، زمینه ی در امان ماندن و کمتر لطمه دیدن است.

    ۳۹ دیدگاه ثبت شده

    1. دوست عزیز متشکرم از لطفتون
      فقط میشه به من پیشنهاد بدی که با توجه به شرایط فعلی چه تدبیری داشته باشیم ک خودمون و ناموسمون توی چاه این مشکلات نیفتیم؟

      • هیچی فقط ناموستون رو بزارید خونه باشه توی یه قفس که نه هیچ کس اونو ببینه نه اون کسی رو ببینه یا اگه تونستید ناموستون رو زیر خاک کنید اخه جای طلا زیر خاکه…

      • ناشناس /

        آقا مهدی داداش پیشنهاد کاربردی تری نداشتی بدی؟
        مغزت تا همین حد کار میکنه؟

      • آقای مهدی!این جا برای تبادل نظره یا متلک انداختن و خوشمزه بازی؟!کاش یه روزی بفهمید چه حرفی و لحنی مناسب کجاست!!
        ضمنا شما که صفر و صدی هستی،همون بهتر ناموستو خاک کنی چون حتما اون بیچاره تا الان از دست تو با این طرز استدلالت،فوت کرده!

    2. عالی بود وپیشبینی تهاجمی فرهنگی ومرموز که دامنگیر خانومهای محجبه و عفیف ما هم شده. واین تبرج ‌وخودنمایی جاهلانه دارهذاتفاق میفته.من به یکی از مجریهای محجبه تلویزیون گفتم که این متن رو مطالعه کنند اما جواب دادند که برای من فوق العاده عجیب بود@mina_va_golha مطلب ایشون در مورد منی که مجری تلویزیونم هرشب با همین پوشش و مدل و شکل و ظاهر دیده میشم و مخاطبی به مراتب بیشتر از اینستاگرام دارم به نظرم صدق نمیکنه!چون امر اینجا یک عکس از من دیده میشه،توی تلویزیون که شبی چهل دقیقه متاسفانه رویت میشم !!مگر اینکه ازم بخواین اونجا پوشیه بزنم!

      • رایحه جعفری /

        بنده هم به این مورد فکر کرده بودم و با دوستان در این زمینه صحبت کرده بودیم؛ جدا حساب مجری های تلویزون، یا بازیگر های تئاتر و سینما، جداست!
        اما متاسفانه ای پدیده ی جذاب تری از کشف حجاب تدریجی در این فضا وجود دارد…
        بعضی خانم های محجبه و چادری، عکس هایی حتی از دستان، یا صورت خود در این فضاها قرار میدهند، که بسیار بیشتر از عریانی، میتواند تحریک کننده باشد! در حدی که تناقضی باقی نگذاشته و عملا سبکی از حجاب خود نما را به رخ می کشد.

    3. آقا مبارکه،شاید قبلا هم سایت بالا بوده ولی من که ندیده بودم.
      اینکه ایتقدر خوب وقت میکنید برای فضای مجازی محتوا تهیه کنید و برنامه هم دارید و کار و… برام جالبه.
      خدا از این برکتها به وقت همه آدم به دردبخورها بده ایشالا :)

    4. متن خوب ومنطقی بود.
      ولی اقای یامین پور مخاطبای وب سایتتون فقط دانشجوهاتون نیستن که اینقد کلمات تخصصی استفاده میکنید،من دانش اموز دبیرستانی ام و وجود بعضی از این کلمات واقعا درک متن رو مشکل میکرد.

      • رایحه جعفری /

        سلام دوست عزیز!
        ممکن است بسیاری از متون و نوشته ها دچار ثقیلی بیش از اینها باشند اما استفاده از واژه های تخصصی در متن های بین رشته ای، و تخصصی چیزی است که نمیتوان از آن دوری کرد.
        بنابراین نویسنده ها، نه بر اساس مخاطبین خود، بلکه بر اساس اقتضائات موضوعی که درباره اش می نویسند، دانش واژه ها را انتخاب میکنند. چه خوب است که ما بتوانیم با افزایش علم و مطالعه، سطح داشن واژه های خود را افزایش دهیم و جزء مخاطبین این گونه نوشته ها قرار گیریم.

    5. بنفشه جلالی /

      با سلام
      .نظرهای زیر پست شما در اینستاگرام را خوندم.نود درصدشون اصلا منظور متن رو نفهمیده بودن و فقط خواسته بودن تایید کنن تا طرد نشن :-D
      خخخخخخ
      فکر نکنم متن من هم تایید بشه
      چون شما رو تایید نکردم

    6. خرسند /

      سلام استاد بزرگوار،تحلیلهاتون واقعا منطقی و زیباست…

    7. بنفشه جلالی /

      خوب کاری کردید توی اینستاگرام که منظورتوت رو واضح کردید چون ظاهرا مخاطبهاتون تو متن قبلی دچار سر گیجه شده بودن البته حق هم دارنا چون یا
      د گرفتن فقط تقدیرتون کنن
      دوباره اومدم ببینم نظرم تایید شده یا نه دیدم نشده
      شما در زندگی چقدر مقیدی به خاموشی گوشیتون؟
      پس حرف بی عمل اثر نداره.اینها که هی احسنت احسنت میکنن واس شما تا حالا چیزی هم ازتون یاد گرفتن؟اصلا چیزی بوده که بتونین بهشون یاد بدید؟
      این رو هم تایید نکنید.

    8. مینا ابراهیمی /

      با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات
      آقای دکتر به نظر بنده عکس های سلفی و گروه های اجتماعی پناهگاه واهی شده اند برای افراد جوانن هم سن و سال بنده برای فرار از ماهیت واقعی خود و یا خود درونی به عکس های سلفی بی پایه و اساس و با بیان دیگر مصنوعی رو آوردند تا خود را در قالبی واهی جا دهند و از اصل خود فرار کنند اکثریت دوستان بنده آن چیزی نیستند که در عکس های سلفی از خود به نمایش می گذارند حتی عدم عفاف و حجابشان در عکسهای سلفی بعلت خود نمایی و بولد کردن ماهیت مصنوعی خویش میباشد.
      به نظر بنده علت تمام این کمبودها باید در نهاد خانواده بررسی شود .
      بنده به عین در دوران تحصیل مخصوصاً دانشگاه متوجه ترس دوستانم از محیط خانواده و ژناه بردن به محیط های نابه هنجار بیرون از منزل شدم به گونه ای که چند تن از دوستان من با عرض معذرت بابت سخنم از ترس خانواده مجبور به آرایش در محیط دانشگاه میشدند و یا برقراری روابط با جنس مخالف و هنگام بازگشت به منزل طبق رسوم و قوانیین خانه هایشان عمل میکردند متءسفانه این دوگانگی بشدت در حال سرعت است و من نگران آینده ای پر از دروغ و توهم میباشم

    9. عاشوری /

      احسنت… مقاله ی خلاصه و مفیدی بود…

    10. دو سوره در قرآن، با کلمه ی:
      ” #ویل” به معنای #جایگاهی در #دوزخ شروع شده،
      “ویل” یکی از شدید ترین تهدید های قرآنه،
      و اون دو آیه اینها هستند:
      ۞ #ویل #للمطففین۞
      وای بر #کم #فروشان…
      ۞ #ویل #لکل #همزه #لمزه۞
      وای بر #عیبجویان #طعنه زننده…
      اولی در مورد #مال مردم
      و دوم در مورد #ابروی مردم…
      مراقب هر دو باشیم.

      درود بر مرد حزب اللهی

    11. حسین بنویدی /

      مقاله خوبی بود استفاده کردیم. اجر شما با حضرت زهرا(س)

    12. آقای یامین پور، این متن ثقیل را نوشتی، خودت هم متوجه مفاهیم عمیق آن شدی؟

      با تشکر

      • دیپلمه ازتهران /

        استاد قلم ورینی دارند!
        البته بنده سالهاپیش خدمتشون عرض کرده بودم زیردیپلم بنویسندکه ماهم متوجه بشیم
        ولی خوب پیشنهادما متاسفانه مقبول نیفتاد و مجبورشدیم بریم دیپلم بگیریم تا ازمحضر
        شریف و پربرکتشون بی بهره نمونیم…
        قلمت مستدام استاد.

    13. با سلام و خدا قوت به شما نیروی ارزشی محبوب
      مطلب جالب و آموزنده ای بود برای من نو و تازه بود از مطلبتون در بحث های دوستان و گروه ها و جوانان استفاده خواهم کرد

    14. شهاب الدین /

      بسیار خوب بود.
      جای بسی شکر است که پس از آوینی ها، هنوز کسانی در صحنه حضور دارند که هویت هنر را عمیقا وجدان کنند

    15. عایا نمیشه مطلبی رو به زبانی ساده گفت؟
      عایا حتما باید کلمات قلمبه به کار برد تا خواننده مجبور به سرچ معنیش بشه؟ تا نشون بدید که واقعا دکتر هستید؟
      عایا کسانی که عمیق ترین مطالب هستی رو به زبان ساده بیان میکنن از بیسوادیشونه؟
      جناب دکتر یامین پور عزیز که خاطرتون رو هم خیلی میخوایم!
      لطفا ساده تر بنویسید. نیازی به این همه پیچیده نوشتن نیست.

      • آیا بهتر نیست سطح معلومات خود را با مطالعه آثار فاخر و ارزشمند بالا ببریم؟

    16. مثل همیشه عالی و کامل بود،

    17. یاسرشاعری /

      سلام. به راستی چرا فکت شیت آمریکایی لوزان تبدیل به توافق نامه نهایی گردید؟! آیا اینها بوی خیانت نمی دهد؟! آیا هنوز هم از این خیانت نامه باید دفاع کرد؟ جا دارد واقعا واقعه فکت شیت ها مورد بحث قرار گیرد. جایی که مسئولین ایرانی از آن فرار می کردند تا آن را به صورت کار انجام شده تحویل مجلس دهند!!

    18. یاسرشاعری /

      گفتمش برپا قیامی کن تو از بهر خدا
      گفتمی ماها توافق کرده ایم “برجام”‌ باش
      گفتمش برجای ماندن کان سرای آتش است
      گفتمی از چه خشونت؟! اندکی هم رام باش
      گفتمش شیری اگر رامی برایت مردن است
      گفتمی صلح و صفا، قدری تو هم در دام باش
      گفتمش ذلت به آن “برجام” تو ثبت است دوست
      گفتمی عقل خودت قاضی مکن خوش خام باش
      گفتمش حجت امام عصر (عج) آمد پشت در
      گفتمی گر راست گویی می بیار و جام باش
      گفتمی من توبه کردم راه برگشتی کجاست
      گفتمش برپا قیامی کن بیا در شام (سوریه) باش

    19. سلام استاد مثل همیشه عالی بود

      اما کافی نبود

      باید در عرصه فرهنگ جدای از تبیین راهبردی مبانی اسلامی یک راهبرد تهاجمی با ادبیات تهاجمی نیز نسبت به مبانی منحرف غربی در دستور کار قرار بگیرد

      دفاع لازم است اما حمله استراتژی فتح است

    20. احسنت . خیلی متن محکم و پرمغزی بود.

    21. سلام
      واقعا چقدر نخبگان ما به تمدن غرب بصورت سطحی نگاه میکنند
      چی بگم…؟

    22. سلام
      وقتی میبینم که خود شما در این شبکه های اجماعی حضور داشته اید و فضای مجازی و … ،تحلیل شما بیشتر به دلم مینشیند ،انگار که خود مضرات را لمس کرده اید یا دیده اید.
      ممنون
      تحلیلتان در سخنرانی اصحاب رسانه نیز خیلی خوب و کاربردی و مثل غربیا مهندسی شده بود ، ولی به اینگونه تحلیلها و راهکار دادنها خیلی بیشتر نیاز هست .بخصوص برای بچه های مذهبی که گرفتار منجلاب شبکه های اجتماعی شدند.من خودم وایبر و واتس آپ و … رو کنار گذاشتم چون ضررش بیشتر نفعش بود.

      از این جنس تحلیل های کاربردی و روانشناختی بیشتر نیاز داریم آقای یامین پور .
      مسایل جامعه شناسی و تربیتی اجتماعی و فردی و خانوادگی
      مثل : پراکنده کردن شایعات و درگیری زهن مردم،موج اندازی غیر تربیتی مثل صابون گلنار! و… ،افزایش شهوت جنسی،ادبیات سازی ها ، تربیت فرزندان
      و…

    23. <>؟!!!!!
      پدیدارشناسی یه چیز دیگه است ها “دکتر”!
      میتونستید به جاش بنویسید “نگاهی ژرف و چند لایه به پدیده ی اینستاگرام”.

    24. متن بدی نبود جناب یامین پور، اما به عنوان یک دانشجوی فلسفه ‌و علاقمند به تفکر، اجازه میخواهم عرض کنم متن شما ارتباطی با پدیدارشناسی به معنای دقیق کلمه ندارد. شما تحلیل هایی میکنید و موضعی دارید که اعم از آنکه درستند یا نادرست، مدخلیتی در کار پدیدارشناسی ندارند. در به کار بردن واژگان محتاط باشیم، زبان تجلی وجود ذی المعنا ست…

    25. سلام علیکم
      قبلا مطلبی نوشته بودم تحت عنوان «عکاسی سلفی و بتی که انسان ها در لحظه از خودشان می سازند» و می خواستم بسظش بدهم به سمت اینستاگرام که بخش هایی را اشاره کردید.
      فرصتی داشتید و حوصله مطلب را مطالعه بقرمایید.
      http://rahvabirah.blog.ir/post/%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-selfie-%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF

    26. حسنی /

      روحانی!

      نجات جان حاجیان مفقودی بسیار مهمتر از سخنرانی جناحی و ضدآرمانی تو در سازمان ملل بود….

      لطفا پاسخ خانواده های داغدار را بده!!

      روحانی!

      مذاکره ذلت آمیز تیم شما و قدم زدن تفریحی ظریف با کری، ایران انقلابی را مچاله کرد و سعودی را جسور، که حتی ویزا به وزیر تو نداد و درخواست ملاقات تو و وزیرت هم در مجمع رد کرد…

      باز هم بگو با تدبیرت ایران را از انزوا درآوردی و تنش زدایی نمودی!

      رحمت بر تنش زایی که برای ایران عزت و امنیت داشت و لعنت بر تنش زدایی که جان و عزت ایرانی در همه جای دنیا در خطر است… و منجر به مرگ حاجیان شد!

    27. محمودی /

      ارزشی کاری به وضعیت زندگی هموطنش ندارد ولی اشک تمساح می رزه برای کودکان فلسطینی! شما قابل اعتماد نیستید

    28. عاشوری /

      کاش ایسنتاگرام تون رو خصوصی نمی کردین :(
      منی که ایسنتا ندارم(به دلایلی) نمی تونم برم توش :(
      حیلی حیف شد
      ناراحت شدم خیلی
      چون من هر روز بهش سر می زدم و از مطالب عمیق و تحلیل های مفیدتون استفاده می کردم
      :(
      :(
      :(

      نمیشه نظرتون عوض بشه؟! :(

    29. ناشناس /

      با سلام.
      واقعا خیلی جالب است، دکتر سبط الشیخ انصاری یکی از نوادگان شیخ انصاری(ره) که از مشهورین اقتصاد دانش بنیان و اقتصاد مقاومتی است که در معاونت علمی و در بین فناوران ملی شناخته شده کاندید شده ولی در دزفول هیچ سایت خبری توجه نکرده است.

    30. سلام آقای دکتر یامین پور با اجازه شما استاد محترم و بسیجی این مطلب شما در سایت بلاگ تو با ذکار منبع کپی میشود

    31. این محتوا عالی بود، اما از اون جایی ک مخاطبان این متن رو اکثرا جوانان تشکیل میدن ظاهر و نوع کلمه های بکار رفته ب گونه ای خسته کنندس و شاید باعث بشه تا متن کارایی و بازده مطلوب وشایسته رو نداشته باشه. اما تشکر

    دنبال کردن

    1. باشگاه هنرپژوهان جوان - […] منبع: وب سایت شخصی دکتر وحید یامین پور […]

    ارسال دیدگاه شما

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    6 + = 14